خودشناسی (داستان)
- 244 views
- تیر ۲۲م, ۱۳۹۰

این داستان تکان دهنده واقعی است
برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید...
![]() |
|
| گفتم ایبابا، خدا را خوش نمیآید. این بدبختها سال آزگار یکبار برایشان چنین پایی میافتد و شکمها را مدتی است صابون زدهاند که کبابغاز بخورند و ساعتشماری میکنند. اگر از زیرش در بروم….. |
برچسب ها : داستان داستان کوتاه طنز «كباب غاز» از محمدعلى جمالزاده طنز كباب غاز محمدعلى جمالزاده کوتاه
رنــگ نقــره اي
طــراحي منحصــر به فرد ســال 2012
» براي مشاهده توضيحات و تصاوير بيشتر اينجا را کليک کنيد
خـريد پستي >> قيمت فقـط : 10.800 تـومـان

جديــدترين ساعت كمپــاني گــوچي
ساعتی زیبا و جوان
در دو رنــــگ سفيــــد و مشـــكي
» براي مشاهده توضيحات و تصاوير بيشتر اينجا را کليک کنيد
خـريد پستي >> قيمت فقـط : 11,800 تـومـان

جنجالي ترين مستندهاي تاريخ ایران
برای مشاهده لیست 30 مستند کلیک کنید
قیمت: فقط 7.500 تومان

