سخنگوی وزارت امور خارجه در گفتوگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات گفت: اقلیت معترض سوری شعارهایی علیه ایران و حزبالله سرمیدهند.
در کنار پروندههایی که در چهاردهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده، گفتوگو با رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امورخارجه به چشم میخورد. او در این گفتوگو به تشریح وظایف و ویژگی های سخنگویی، سیکل دریافت اطلاعات از سازمانها و نهادها، اداره سایت وزارت امور خارجه و دلایل ضعفهای آن، هک بخشهای کنسولی سایت وزارت خارجه، نحوه هماهنگی برای اعلام مواضع وزارت خارجه در موضوعات مختلف و سطح هماهنگیها، نحوه پوشش، تسلط و مواجهه سخنگو با خبرنگاران و… در دستگاه دیپلماسی کشور پرداخته و اعلام کرده، اقلیت معترض سوری شعارهایی علیه ایران و حزبالله سرمیدهند.
بخش هایی از این گفتوگو چنین است:
*متأسفانه ما مشکلات زیادی بر روی سایت وزارت خارجه داریم. معنایش این نیست که به آن توجه نداشتیم یا اینکه اهمیت آن را نمیدانیم ولی آنجوری که ما دلمان میخواد که سایت طراحی شود، بهروزرسانی شود و فعال باشد، امکانات مورد نیازمان تأمین نشده است.
*کاری که- هکرها- انجام داده بودند مربوط به هک بخشهای کنسولی و مربوط به پروندههای ویزاها و… بود و در سیستم ما به هیچ وجه نتوانستند نفوذ کنند. ما در بخشهای حساس وزارت خارجه یکی از بالاترین سطوح امنیتی را داریم.
*ببینید موقعی اتفاقاتی رخ میدهد و بلافاصله ما در جریان آن اتفاق قرار میگیریم ولی این آگاهی برای این که بخواهیم نسبت به اعلام جزئیات دقیق آن اتفاق خبررسانی کنیم، کافی نیست. مسائل بینالمللی و مربوط به سیاست خارجه احتیاج به دقت بیشتری دارد.
*شاید برای شما جالب باشد که گاهی پیش میآید یک کنفرانس مطبوعاتی دارم و کمتر از یک دقیقه قبل از کنفرانس آخرین وضعیت و اخبار روز را دریافت میکنم تا بتوانم سریع مدیریت دقیقهای داشته باشم و خودم هم تلاشم این است که هر وقت راجع به موضوعی میخواهم صحبت کنم، اگر تا آن زمان خودم تحلیل مطمئن و دقیقی داشتم که به اطلاع مردم میرسانم ولی اگر احساس کنم یک مقدار باید بیشتر دقت کرد و تحلیل دقیقتری نیاز است، گاهی با تأخیر نیمساعته یا حتی یک ساعته جلسه را برگزار میکنم.
*بعضی وقتها لازم است بعد از مشورت با وزیر، نقطه نظرات آقای رئیسجمهور یا دبیر شورایعالی امنیت ملی را اخذ کنیم و حتی بعضی وقتها لازم است نظرات مقام معظم رهبری به شکلی اخذ شود که این کار را انجام میدهیم و بستگی به این دارد که موضوع چقدر مهم است.
* گاهی هم آقای رئیسجمهور نظراتی دارند و مستقیماً تماس میگیرند و نظراتشان را اعلام میکنند.
*هیچوقت رئیس سازمان انرژی اتمی ما غنیسازی بالای ۲۰ درصد را مطرح نکرد. ممکن است رسانهها اشتباه کرده باشند… بحث هستهای موضوعی است که سازمان انرژی اتمی کشور، وزارت امور خارجه، شورایعالی امنیت ملی و برخی نهادهای دیگر نسبت به آن نظارت، دخالت و بحث دارند و هماهنگیای که راجع به همه موضوعات این پرونده لازم است صورت میگیرد.
* ما وزارت خارجهایها دوست داریم چهره کشورمان همیشه در دید مردم دنیا چهرهای منظم و مرتب باشد و این دلیل بر ریخت و پاش نیست؛ مثلاً شما ممکن است ۱۰ دست کتوشلوار داشته باشید و ۱۰ دست هم پیراهن مختلف….
*چیزی که الان استفاده میکنم تقریباً ۱۰ دست کتوشلوار و حدود ۲۰ مدل مختلف پیراهن و اگر بر اساس مدلهای ریاضی اینها را ترکیب کنید، ترکیبهای زیادی از این کتوشلوارها و پیراهنها میتوانید درست کنید و ممکن است برای دیگران تازگی هم داشته باشد، ضمن اینکه این هیچ مغایرتی با حقوق کارمندی ندارد. برای سخنگو هزینه جداگانهای به اسم هزینه لباس در نظر گرفته نمیشود ولی وزارت امور خارجه برای همه کارمندانش مبالغی را برای خرید لباس اختصاص میدهد.
* بعضی اوقات خودم احساس میکنم اگر مسؤولان کشورمان و بویژه آنهایی که در صحنههای بینالمللی حضور بیشتری دارند، ظاهر آراستهتر و مرتبتری داشته باشند، حتماً میتواند در ذهن مخاطب ما اثر بگذارد. الگوی ما پیامبر گرامی اسلام و ائمه اطهار هستند.
*من الان حدود ۲۰ ماه است که کار سخنگویی را انجام میدهم و فکر میکنم حدود ۶۰ تا ۶۵ کنفرانس مطبوعاتی داشتم و بیش از هزار مصاحبه اختصاصی داشتهام. در طول این مدت فکر میکنم چهار، پنج بار مسائلی پیش آمده که مثلاً با آقای رئیسجمهور، آقای وزیر و برخی از مسؤولان صحبت کردیم و اختلاف نظری پیش آمده که چرا چنین موضعی گرفتهایم. البته فکر نمیکنم در هیچ کدام از این موارد مسأله جدی و حادی اتفاق افتاده باشد؛ هرچند که چند تا از آن موضوعاتی که اختلاف نظر بود، با فاصله کوتاهی مشخص شده که ما موضع درستی گرفته بودیم.
*من این نظر شما را قبول ندارم و ما به هیچ عنوان دچار پارادوکس نشدیم و موضع خودمان را نسبت به وقایع سوریه مانند سایر کشورها خیلی شفاف گفتیم و حداقل هفت، هشت بار بنده در این زمینه موضعگیری داشتم. …آن چیزی که در سوریه اتفاق افتاده، به نظر من اگر کسی منصفانه تحلیل کند، میتواند شاخصی باشد برای اینکه کدام کشور واقعاً در صحنه بینالمللی دنبال حق و مطالبات مردم بوده و کدام کشورها به دنبال سوءاستفاده هستند.
اگر قرار است همه حرکتهای مردمی در شمال آفریقا، خاورمیانه و خلیج فارس مورد توجه قرار گیرد، سوریه جزو آخرین کشورهاست که تحولاتی در آن رخ داده است. سؤال ما این است که مگر اول در تونس و مصر این اتفاقات نیافتاد؟ آنهایی که ما را متهم میکنند بر حمایت از سوریه و میگویند ما طرفدار مردم هستیم نه دولتها، مگر تا لحظات آخر از حسنی مبارک حمایت نکردند؟ مگر اساساً اعتراض مردم کشورهای منطقه همین حکومتهایی نبودند که با حمایتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تاکنون کار خودشان را ادامه دادند؟ پس ریشه اعتراضات، سیاستهایی بوده که آمریکاییها و برخی کشورهای اروپایی داشتند. تغییرات در کشورهای منطقه به ضرر آمریکاییها بود. پس باید اینجا طراحی دیگری میکردند. طراحی چه بود؟ باید یا جلوی این حرکت گرفته میشد یا باید در آن انحرافی ایجاد میشد. انحراف به چه معنا؟ اگر رسماً بخواهید جلوی مردم بایستید و بگویید ما این حرکت شما را قبول نداریم، مردم نمیپذیرند. شکل و چهره حضور آمریکاییها باید تغییر میکرد. برای اینکه چهره تغییر کند، باید موضوعات انحرافی ایجاد میشد. یعنی باید در کشورهایی به یکسری تحرکاتی دامن زده میشد و گفته میشد مردم در ادامه این موج بیداری، علیه نظامشان تظاهرات میکنند و روی این حرکت بزرگنمایی شود و فشار بیاورند دولتهایی را ساقط کنند که اینها با اعتراض اکثریت مردم مواجه نیستند.
ممکن است یک اقلیتی هم اعتراض داشته باشند. ما میگوییم از نظرات اکثریت مردم در هر جامعهای باید حمایت کنیم. آمریکاییها سه کشور را در این راستا هدف قرار دادند؛ ایران، الجزایر و سوریه. چرا این سه کشور؟ در ایران که یادتان هست از ۲۵ بهمن شروع کردند و به تقلید از جمعههای خشم، سهشنبهها را روز اعتراض طراحی کردند تا سهشنبه آخر سال هم شامل آن شود و خیلی تلاش کردند و همه ابزارهای خودشان را به کار گرفتند اما سهشنبهها در ایران جواب نداد و نمیدهد. چرا؟ چون میخواستند موج تصنعی ایجاد کنند. وقتی ۵۰ میلیون نفر، ۴۰ میلیون نفر مردم در صحنههای مختلف مانند ۲۲ بهمن، روز قدس، ۹ دی و… به خیابانها میآیند و از رهبرشان حمایت میکنند، معلوم است اکثریت مردم اجازه نمیدهند اقلیتی بیایند نظام را تحت تأثیر قرار دهند.
شبیه این کار در الجزایر صورت گرفت و در الجزایر هم تحرکاتی انجام شد ولی آن هم به نتیجه نرسید. نهایتاً تمام نیروی خود را روی سوریه متمرکز کردند. چرا ایران، الجزایر و سوریه؟ چون این سه کشور بزرگترین حامیان خط مقاومت مقابل رژیم صهیونیستی هستند. اعتقاد داریم تعدادی که در سوریه معترضند، اقلیت هستند، زیرا اگر اکثریت بودند به راحتی حکومت را ساقط میکردند. همین اقلیت در سوریه شعارهایی علیه جمهوری اسلامی ایران، حزبالله ایران و به نفع رژیم صهیونیستی سر میدهند. شاخص ما حمایت از مردم واقعی است. اگر اکثریت مردم چیزی را خواستند، برای ما دارای ارزش است. ما اعتقاد داریم جریاناتی در صدد هستند کشورهایی را که در مقابل رژیم صهیونیستی ایستادند را تضعیف کند.
*در بعضی از تحولاتی که در کشورهای منطقه رخ داد، در زمینه اینکه به چه صورت سیاستهای تبلیغی ما باید دنبال شود، در بعضی زمینهها- با صدا و سیما- اختلاف نظر داریم و آنها مستقلند و تابع نظر ما نیستند.
*بسیاری اوقات معنای سخنگوی خوب بودن، حرف زدن زیاد نیست. بعضی اوقات برای حفظ مصالح کشور در یک مقطعی نباید صحبت کنید.
چهاردهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات با مطالب متنوعی در حوزه جنگ نرم، آداب سخنگویی در وزارت امورخارجه، آسیبشناسی همایشها، کنفرانسها و سمپوزیومهای حوزه روابطعمومی کشور، اقتصاد هنر و جامعه اطلاعاتی بر روی پیشخوان مطبوعات قرار دارد.
منبع:عصر ایران
گردآوری:گروه اینترنتی کلیشه
مطالب مرتبط ...
برچسب ها : حزب الله شعار علیه ایران معترضات سوری مهمانپرست



