اخبار مهم
Home / سبک زندگی / ۳ بهمن – ۲۳ ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
bartarinha-ir.jpg

۳ بهمن – ۲۳ ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟

 
 
 
 
  پی سی گروپ: امروز ۳ بهمن برابر با ۲۳ ژانویه تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع می‌پردازیم.
رویداد ها:

۱۵۵۶ – مرگبارترين زلزله در تاريخ بشر

۲۳ ژانويه سال ۱۵۵۶ مرگبارترين زلزله تاريخ بشر در ايالت شانسي (شان شي، شان هسي) چين روي داد و ۸۰۰ هزار تا يك ميليون نفر را كشت. اين زلزله در قسمت كوهستاني اين ايالت كه شمال آن را صحراي شن فرا گرفته است روي داده بود. جاده ابريشم از شهر «شيان» در همين ايالت آغاز مي شد. همين زلزله سبب شد مسلمانان این ايالت چين از آنجا مهاجرت كنند.

۱۸۵۶ – تصرف بوشهر به دست انگليسي ها و مقدمه جداکردن هرات از پيكر ايران

۲۳ ژانويه سال ۱۸۵۷ (سوم بهمن) يك روز تاريك ديگر در تاريخ طولاني و پراز رويداد ميهن ما بود. در اين روز نيروهاي اعزامي انگلستان به رياست «اوت رام» پس از شش هفته نبرد خياباني، بندر بوشهر و حومه آن را تصرف كردند تا دولت تهران مجبور به صرف نظر كردن از شهر هرات و غرب افغانستان امروز شود كه از زمان تاسيس كشور ايران به دست كوروش بزرگ هميشه بخشي وفادار از ايران و كانون فرهنگ و ادب ما، و براي مدتي نيز شاهزاده نشين ايران و مقر حكومت خراسان بود و شاه عباس که در هرات به دنيا آمده بود پيش از احراز سلطنت در اين شهر مي زيست. نيروهاي اعزامي انگلستان نهم دسامبر ۱۸۵۶ پس از يک گلوله باران شديد گام بر خاک وطن ما در ساحل بوشهر گذارده بودند و از همان لحظه نبرد خياباني آغاز شده بود.

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
عباس ميرزا وليعهد

دولت لندن اول نوامبر ۱۸۵۶ به ايران اعلان جنگ داده بود زيرا که اخطارهاي ديپلماتيک آن دولت به ايران که از هرات و غرب افغانستان خارج شود مورد بي اعتنايي تهران قرارگرفته بود. در نبرد خياباني ۴۵ روزه، عمدتا مردم معمولي از شهر و حومه بوشهر دفاع مي کردند. گلوله باران بوشهر توسط ناوهاي انگليسي صورت گرفته بود. افغانستان که بر سر آن اين عمليات صورت گرفته بود از اوايل قرن هجدهم مطمح نظر انگليسي ها بوده است که علل درگيري کنوني غرب در آنجا به همان زمان باز مي گردد زيرا که افغانستان نزديکترين راه زميني ورود و نفوذ قدرت هاي «اوراسيا» که با ایجاد سازمان شانگهای متحد شده اند به آسياي غربي ـ منطقه استراتژيک و نفتدار جهان است. منطقه هرات قسمتي از بخش اصلي ايرانزمين بوده است که در عهد باستان «آريانا» خوانده مي شد. «افغانستان» نامي است كه انگليسي ها بر ايران خاوري گذارده اند.
   

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
James Outram

نيروهاي انگليسي كه باكشتي از هند وارد آبهاي بوشهر شده بودند نهم دسامبر ۱۸۵۶ (شش هفته پيش از آن) درپي يك گلوله باران طولاني در ساحل بوشهر پياده شده بودند و در اين مدت مردم معمولي از منطقه بوشهر دفاع مي كردند، زيرا كه دولت تهران نيروي قابل ملاحظه در بوشهر و كازرون نداشت. درباره دفاع مردمي (ميهني) از بوشهر كتاب ها و رساله هاي بسيار نوشته شده است.
    دوست محمدخان حاكم كابل پس از امضاي پيمان پيشاور (مورخ سي ام مارس سال ۱۸۵۵) با انگلستان، به تحريک انگليسي ها و برخلاف روش گذشته اش دست به تشويق حاكم هرات به تمرد از دولت تهران زد. ناصرالدين شاه كه در همان زمان به گردنكشي خان خوارزم (تركمنستان امروز) پايان داده بود حسام السلطنه را با لشكر خراسان و چند يگان نظامي از تهران، گرگان و كرمان (سربازان مستقر در ارگ بم) مامور گوشمالي حاكم هرات كرد كه با اعتراض شديد لندن رو به رو شد. چون تهران توجه نكرد، انگلستان با برسميت شناختن فوري مرزهاي افغانستان كه خود در لندن ترسيم كرده بود، روابطش را با تهران قطع و يكم نوامبر۱۸۵۶ به ايران اعلان جنگ داد و بار ديگر به آبهاي ما در خليج فارس كشتي توپدار و تفنگدار روانه ساخت.
   

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
دوستمحمدخان

ايران كه بر اثر مداخلات سياسي قدرتهاي اروپايي امكان (و درحقيقت اجازه) نيافته بود نيروي دريايي موثر و توپخانه ساحلي داشته باشد موفق به بازداري ناوگان اعزامي انگلستان كه از هند به حركت در آمده بود نشد و اين ناوگان از يكم ژانويه به گلوله باران كردن بوشهر دست زد، اما براثر ايستادگي مردم محل ۲۳ روز طول كشيد تا بتواند تفنگدار در ساحل مستقر سازد. انگلستان كه چنين مقاومت ميهندوستانه اي را انتطار نداشت خرمشهر را هم زير حمله گرفت و اهواز را مورد تهديد نطامي قرار داد كه دولت بي خبر تهران از معارضات قدرتهاي اروپايي با يكديگر، و نيز نداشتن اعتماد كافي به احساسان ميهني ايرانيان و همچنين ناآگاهي از فنون جنگ هاي تازه و لشکرکشي و اين که پيشروي سريع يك نيروي خارجي به دليل وسعت كشور و كوهستاني بودن آن آسان و سريع نخواهد بود تسليم اراده لندن شد و طبق توافق پاريس كه با ميانجيگري رئيس وقت كشور فرانسه انجام شد از اصلي ترين قطعه ايران صرفنظر كرد!

اگر كمي به عقب باز گرديم مي بينيم كه عباس ميرزا وليعهد فتحعلي شاه با مشاهده دسيسه هاي انگلستان در جريان تنظيم قرارداد «تركمن چاي» و از دست رفتن قفقاز ايران و لمس كردن بي صداقتي ناپلئون و در حقيقت چشيدن مزه تلخ ديپلماسي اروپايي؛ براي حفظ مابقي خاك وطن، دولت عثماني را با جنگ و زور وادار به امضاي معاهده تعيين مرز مشترك كرد كه هنوز به قوت خود باقي است. از طرفي ديگر، چون روسيه به بسط قلمرو خود در منطقه اي پرداخته بود كه جغرافيون غرب نام «آسياي ميانه» بر آن نهاده اند، عباس ميرزا بدون فوت وقت براي حصول اطمينان از وفاداري حاكمان نيمه مستقل خوارزم، مرو ‚ بخارا و مناطق مربوط به خراسان شتافت. وي در اينجا متوجه شد انگلستان كه از دير زمان نگران دست اندازي روسيه به هندوستان بوده چشم طمع به سرزميني دوخته كه خود نام افغانستان بر آن نهاده است تا بتواند آن را به صورت حايلي ميان متصرفات آسيايي روسيه و هندوستان درآورد و مانع پيشروي روسيه به سوي اقيانوس هند و آسياي جنوبي شود و در اجراي اين سياست خود، به تحريك و تطميع خوانين و حكام افغان پرداخته است.

عباس ميرزا براي خنثي كردن فعاليتهاي انگلستان در ايران خاوري (افغانستان امروز) وارد عمل شد. دولت لندن كه چنين ديد با روسيه بر سر تعيين يك خط قرمز ميان مناطق نفوذ خود در اين قسمت از جهان وارد معامله شد تا با تعيين اين خط به سلطه و نفوذ خود بر افغانستان رسميت بدهد و به تحكيم و احيانا گسترش آن بپردازد. لذا دولتمردان انگليسي به موازات مذاكره با روسيه با هدف سازش، سريعا در لندن به دلخواه خود و برپايه منافع دولت متبوع به ترسيم خطوطي پرداختند كه بر آن عنوان مرز ايران و افغان نهادند.

عباس ميرزا پس از مطيع ساختن حكمران سرخس كه بر منطقه نسا و اشك آباد (عشق آباد) تسلط داشت در سال ۱۸۳۴ تصميم به راندن به سوي قندهار گرفت كه بيمار شد و درگذشت.

محمد ميرزا پسر عباس ميرزا كه همان سال پس از درگذشت فتحعليشاه به سلطنت رسيده بود پس از تحكيم پايه هاي حكومت خود، تصميم به تكميل مساعي پدر گرفت و دولت لندن از اين تصميم محمد شاه كه مناسبات حسنه با روسيه برقرار كرده بود نگران شد مخصوصا كه بيم داشت محمد شاه از كمك روسيه براي ريشه كن ساختن نفوذ انگلستان از افغانستان برخوردار شود.

دولت لندن در سال ۱۸۳۷ «الكساندر برنزBurnes» را به بهانه توسعه داد و ستد بازرگاني به كابل فرستاد كه در باطن ماموريت او تحريك سران ايلات مناطق غربي بر ضد ايران و طوايف شمالي بر ضد روسيه بود.

محمد شاه كه از طريق والي خراسان از اوضاع با خبر شده بود با تزار وقت روسيه يك پيمان دوستي امضاء كرد و تصميم گرفت شخصا براي گوشمالي حكمران هرات و نواحي مجاور كه در پرداخت ماليات تعلل كرده بودند عازم خراسان شود.

دوست محمد خان حكمران كابل كه هرات را يك شهر ايران مي دانست در قبال تصميم محمد شاه واكنش نشان نداده و تنها (به اشاره) خواسته بود كه شاه پس از گوشمال دادن حاكم هرات دست به اقدام مشابه در مورد واليان ولايات ديگر نزند (عازم قندهار نشود).

 دولت لندن كه از دوست محمدخان مايوس شده بود، خود مستقيما وارد عمل شد و به تهران اخطار كرد كه از لشكر كشي به هرات منصرف شود كه دولت ايران اعتناء نكرد و دولت روسيه اين اخطار لندن را مداخله در امور ايران تلقي كرد و حمايت خود را از لشكركشي محمدشاه به هرات اعلام داشت و از عوامل خود در منطقه خواست كه با مساعي محمد شاه در اين زمينه همكاري كنند. روسيه درعين حال دست به تدابيري در هرات زد كه محمدشاه را بيش از پيش تشويق به اجراي تصميم خود كند.

لندن كه اخطار خود را بي نتيجه ديد و آگاه شد كه نيروهاي نظامي ايران به هرات رسيده اند به دو اقدام همزمان دست زد؛ يكي اعزام كشتي جنگي به آبهاي ايران بود كه اين نيروها بوشهر و خارك را متصرف شدند و ديگري وادار كردن آقاخان محلاتي به طغيان. آقاخان شورش مسلحانه خود را از كرمان آغاز كرد و …. تهران كه چنين ديد به دولت فرانسه متوسل شد كه از انگلستان بخواهد از آبهاي ايران خارج شود كه در اين تلاش موفق نشد. سرانجام محمد شاه تصميم گرفت بدون دادن كوچكترين امتيازي به حاكم هرات، نيروهاي اضافي را باز گرداند.

انگلستان كه مي دانست محمد شاه در فرصت ديگر به هرات لشكر كشي خواهد كرد، به تقويت وضعيت خود در افغانستان پرداخت و در اجراي اين سياست در سال ۱۸۳۹ دوست محمدخان را كه تا آن زمان در قبال هرات حاضر به اقدام بر ضد ايران نشده بود بركنار و شجاع الملك دست نشانده خود را پادشاه كابل كرد، ولي در كابل درپشت پرده كارها در دست «برنز» بود كه نماينده تام الاختيار انگلستان در افغانستان شده بود.

انگلستان سپس در صدد برآمد براي سركوب كردن هرگونه مخالفتي، به افغانستان نيرو بفرستد. موضوع در جلسه شوراي وزيران انگلستان به رياست «پالمرستون» مطرح و تنها «دوك ولينگتون» با اين تصميم مخالفت كرد كه سرانجام گفت: ورود به افغانستان آسان است، فكر خارج كردن نيروها را از آنجا بكنيد.

انگلستان در اجراي اين تصميم، پنج هزار نيرو از هند به قندهار منتقل كرد.

افغانها در كابل با اين اقدام انگلستان مخالفت كردند و در ادامه اين مخالفت در سال ۱۸۴۱ شاه شجاع الملك و «برنز» را كشتند. انگلستان با اين كه درگير جنگ با چين، معروف به جنگ ترياك بود، پس از آگاه شدن از رويداد كابل شانزده هزار و پانصد سرباز به فرماندهي ژنرال «الفينستونElphinston» از هند به افغانستان اعزام داشت. از دست اين نيرو كاري بر نيامد و پس از چند شكست، الفينستون به خواست افغانها كه دوباره دوست محمد خان را پادشاه خود كرده بودند تصميم به خروج از افغانستان گرفت و با نيروهاي خود و اتباع غيرنظامي انگلستان راه بازگشت به هند را در پيش گرفت. اين نيرو در اثناي عقب نشيني، در منطقه جلال آباد و گذرگاه خيبر به محاصره افغانها افتاد و قتل عام شد.

 دوست محمد خان كه به حكومت باز گشته بود تا سال ۱۸۵۵ به جنگ با انگليسي ها ادامه داد كه اين درگيري ها با امضاي پيمان پيشاور در تاريخ ۳۰ مارس ۱۸۵۵ پايان يافت. دوست محمد خان پس از سازش با انگلستان روش سابق خود در قبال هرات را تغيير داد كه به شرحي كه در بالا آمد منجر به لشكر كشي مجدد ايران در زمان ناصر الدين شاه به هرات و مناطق اطراف آن ولايت شد. در اين زمان ايران از لحاظ نظامي ضعيفتر و بيش از گذشته تحت فشار خارجي بود.

بايد دانست كه قرارداد مربوط به هرات (قرارداد پاريس) به دولت ايران اختيار داده است كه در صورت احساس خطر، و وجود تحريكات نظامي عليه خود در افغانستان غربي (نزديك مرزهاي دو كشور) بتواند نيرو به اين سرزمين بفرستد و اين نيرو تا قطع خطر و تحريكات در آنجا دست به عمليات بزند و باقي بماند.

انگليسي ها بعدا تلاشهاي ديپلماتيك فراوان كردند تا به صورت هاي ديگر، بهانه براي بلااثر گذاردن اين قسمت از قرارداد بر سر هرات را از جمله با امضاي پيمان سعدآباد و قرارداد دوجانبه عدم تعرض ميان ايران و افغانستان بتراشند، ولي موفقيت نداشتند. انگليسي ها كه نگران پيدايش يك نادرشاه ديگر در ايران بودند (ناپلئون ايراني)، بعدا و از سال ۱۹۱۹ با هدف محدود كردن ايران در مرزهاي فعلي، تلاشهاي ديپلماتيك مشابهي در مورد بي اثر ساختن قراردادهاي قبلي عثماني و ايران بر سر برخي از مناطق شرق دجله از جمله منطقه سليمانيه بعمل آوردند و در اين راستا، مسكو را هم در بيم خود از احياء احتمالي ناسيونالسيم ايراني شريك كردند، و احتمالا دولت مسكو در سايه همين نگراني، با ساختن جمهوري آذربايجان خواست كه ايران نتواند روزگاري قرارداد استعماري تركمن چاي را كه نتيجه شكست نظامي خود در برابر تعرض روسيه تزاري بود باطل اعلام كند و ….

مي دانيم كه قراردادهاي نتيجه شكست نظامي (تحميلي و اضطراري) پس از فراهم شدن فرصت، قابل اعراض و اعتراض هستند.

۱۳۰۷ ش – ايجاد ديوان کيفر با هدف قطع فساد اداری در ايران

با هدف مبارزه با فساد اداري از جمله اختلاس و ارتشاء و پارتي بازي كه در ایران از قرن سیزدهم میلادی آغاز و در عهد قاجارها گسترش يافته و در ادارات دولتي به صورت يك امر عادي در آمده بود و از پيشرفت كار جلوگيري مي كرد، از سوم بهمن ماه ۱۳۰۷ هجري سازمان قضايي ويژه و مختص تعقيب قضايي و مجازات مقامات و كاركنان سازمانهاي عمومي (ادارات دولتي، شهرداري ها و …) به نام ديوان كيفر كاركنان دولت آغاز بكار كرد كه در تاريخ ايران يك انقلاب اداري به شمار آورده شده است.

علي اكبر داور وزير دادگستري وقت خوشنامترين قضات وقت از جمله عبدالعلي لطفي (سه دهه بعد، وزير دادگستري دولت مصدق)، علي حائري شاهباغ (در زمان دكتر مصدق، دادستان تهران)، الهيار صالح و … را به عضويت در اين ديوان منصوب كرد كه اندكي پس از تاسيس، دست به تعقيب قضايي و توقيف مقامهايي چون عبدالحسين تيمورتاش وزير دربار زد.

در مراسم معرفي این قضات، رضاشاه از آنان خواسته بود كه بدون ملاحظه و با شدت تمام با دزدان اداري كه در سازمانهاي دولتي لانه كرده اند و به شهرت ايران در افكار عمومي جهان لطمه زده اند و نيز هرگونه فساد اداري ازجمله سردوانیدن مراجعان و دادن گزارش دروغ مبارزه كنند و چهره فرهنگ اداري ايران را از لوث وجود افراد فاسد پاك سازند. اتلاف تعمدی وقت مردم عملی مجرمانه است که مرتکب باید مجازات شود، غرامت بدهد و از ادامه کار دولتی محروم شود.

 داور در اين مراسم گفته بود كه با اجراي قانون تاسيس دفاتر اسناد رسمي، مسئله بزرگ ديگر كه سند سازي (جعل و تزوير) براي خوردن املاك افراد و جامعه (اراضي ملي) است نيز حل خواهد شد و تكليف دولت كه حفظ اموال اتباع است و در قانون اساسي به آن متعهد شده است به انجام خواهد رسيد.

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
به ترتيب عبدالعلي لطفي، علي حائري شاهباغ، الهيار صالح، علي اکبر داور

۱۹۱۹ –  تأسیس حزب فاشیست ایتالیا توسط موسولینی.

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
موسولینی

۱۹۶۲ – بازداشت دکتر مهدی آذر، دکتر صدیقی و دکتر سنجابی

درپی تظاهرات گسترده تهران که از یکم بهمن ۱۳۴۰ (۲۱ ژانویه ۱۹۶۲) آغاز شده بود سوم بهمن دکتر مهدی آذر، دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر سنجابی ـ سه همکار برجسته دکتر مصدق دستگیر و بازداشت شدند. دکتر مهدی آذر وزیر فرهنگ کابینه مصدق و دکتر صدیقی جامعه شناس معروف وزیر کشور در آن کابینه بود. اين سه تن پس از براندازي ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ نيز زنداني شده بودند. در تظاهرات یکم بهمن ۱۳۴۰ بیش از ۲۰۰ تن مجروح شده بودند. در روزهاي پس از آن، دانش آموزان دبیرستانی و بازاریان نیز به این تظاهرات پیوستند و سوم بهمن، ناراضیان که خواستار برگزاری یک انتخابات آزاد و مطابق استاندارد بین المللی بودند در میدان بهارستان اجتماع کردند و در اینجا براثر تیراندازی پلیس یک نفر کشته و گروهی دیگر مجروح شدند. بعدا چند مقام ديگر دولت برانداخته شده مصدق ازجمله داريوش فروهر، مهندس حسيبي، مهندس زيرک زاده و اميرعلايي هم بر بازداشت شدگان قبلي افزوده شدند.

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
دکتر مهدی آذر، دکتر صدیقی و دکتر سنجابی

در تظاهرات هفته اول بهمن تهران به تاسیسات دانشگاه تهران و ازجمله مرکز آموزش اتمی نوپای آن آن آسیب وارد آمد. دولت نه تنها مصدقی ها و سایر ملیّون بلکه کمونیستها را هم متهم به تحریک دانشجویان به تظاهرات و ایجاد ناامنی کرد. دولت تنی چند از کارکنان سفارت شوروی در تهران را نیز متهم کرد که در تظاهرات دیده شده بودند و در این زمینه به دولت مسکو اعتراض کرد. در همان هفته، دولت آمریکا یک کمک ۱۸ میلیون دلاری در اختیار دولت تهران گذارد که این عمل تامل برانگیز و بامعنا تلقی شده بود.

۱۹۵۰ – (۱۳۲۸ خورشيدي) نخستين بانك غير دولتي ايران به نام «بانك بازرگاني» تاسيس شد كه در ساختمان سابق بانك شاهي انگلستان در ميدان توپخانه مستقر گرديد و آغاز بكار كرد. بانك بازرگاني پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ بمانند ساير بانكها ملي شد.

۱۹۷۳ – ريچارد نيكسون رئيس جمهوري آمريكا توافق اين دولت با دولت ويتنام شمالي را براي پايان دادن به جنگ دو كشور اعلام داشت.

۱۹۵۲ – تعيين شهر “بيت المقدس” به عنوان پايتخت اسرائيل توسط پارلمان اين رژيم

در ۲۳ ژانويه ۱۹۵۰م پارلمان رژيم صهيونيستي موسوم به كِنِست، شهر بيت المقدس قبله اول مسلمانان را به عنوان پايتخت اين رژيم اعلام كرد. اين تصميم پارلمان رژيمِ اشغال‏گر قدس، خشم اعراب و مسلمانان را برانگيخت. با وجود اين، تلاش‏هاي رژيم صهيونيستي به منظور جلب رضايت ساير كشورها براي به رسميت شناختن بيت المقدس به عنوان پايتخت اين رژيم و انتقال سفارت‏خانه‏هاي آنها به اين شهر، به جايي نرسيد و تاكنون، تل‏آويو، پايتخت رژيم اشغال‏گر قدس شناخته مي‏شود.

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟

۱۳۵۷ ش – تصرف شهر قم توسط مردم انقلابي

شهر قم به دست مردم افتاد. ارتش ، تمام نيروهايش را از سطح شهر فراخواند و مردم اداره‌ي ‌امور، حتي وظايف پليس راهنمايي و رانندگي را برعهده گرفتند. درتهران، كميته اي كه از نمايندگان كاركنان چهل و پنج وزارتخانه، سازمان و شركت تشكيل شده بود، از كاركنان اين مؤسسات خواست تا تشكيل جمهوري اسلامي به اعتصاب خود ادامه دهند.

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟

ب۱۳۵۸ – بستري شدن “امام خميني”(ره) در بيمارستان قلب تهران

حضرت امام پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بنا به وعده‏اي كه داده بودند، در اسفند ۱۳۵۷ ش راهي قم شده و در آن‏جا اقامت گزيدند. اما در اثر ابتلا به بيماري قلبي، در سوم بهمن ۱۳۵۸، مجدداً به تهران مراجعت كرده و پس از ۳۹ روز مداوا در بيمارستان قلب تهران، ابتدا در منطقه دربند تهران و پس از آن در ۲۷ ارديبهشت ۱۳۵۹، در خانه كوچكي در جماران مستقر شدند.

۱۹۸۶ – تالار مشاهیر راک اند رول اولین اعضای خود را معرفی می‌کند: لیتل ریچارد، چاک بری، جیمز براون، ری چارلز، فتز دومینو، برادران اورلی، بادی هالی، جری لی لوئیس و الویس پریسلی.

زادروزها

    ۱۷۵۲ – موتزیو کلمنتی، نقاش، آهنگساز و رهبر ارکستر ایتالیایی (م. ۱۸۲۳)
    ۱۷۸۳ – استاندال، نویسنده فرانسوی (م. ۱۸۴۲)
    ۱۸۲۸ – سایگو تاکاموری، سامورایی ژاپنی (م. ۱۸۷۷)
    ۱۸۳۲ – ادوار مانه، نقاش فرانسوی (م. ۱۸۸۳)

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
اوتو دایلز

    ۱۸۴۰ – ارنست کارل آبه، فیزیک‌دان آلمانی (م. ۱۹۰۵)
    ۱۸۵۵ – جان برونینگ، طراح سلاح آمریکایی، موسس شرکت اسلحه‌سازی برونینگ (م. ۱۹۲۶)
    ۱۸۶۲ – داوید هیلبرت، ریاضی‌دان آلمانی (م. ۱۹۴۳)
    ۱۸۷۲ – پل لانژون، فیزک‌دان فرانسوی (م. ۱۹۴۶)
    ۱۸۷۶ – اوتو دایلز، شیمی‌دان آلمانی، برنده جایزه نوبل شیمی (م. ۱۹۵۴)

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
راندولف اسکات

    ۱۸۹۷ – سبهاش چندر بوس، سیاستمدار و فعال سیاسی هندی (م. ۱۹۴۵)
    ۱۸۹۸ – سرگئی آیزنشتاین، کارگردان روس (م. ۱۹۴۸)
    ۱۸۹۸ – راندولف اسکات، بازیگر آمریکایی (م. ۱۹۸۷)
    ۱۹۰۷ – هیدکی یوکاوا، فیزک‌دان ژاپنی، برنده جایزه نوبل فیزیک (م. ۱۹۸۱)
    ۱۹۱۰ – جنگو راینهارت، گیتاریست و آهنگساز بلژیکی (م. ۱۹۵۳)
    ۱۹۱۵ – آرتور لوئیس، اقتصاددان سنت لوسیایی، برنده جایزه نوبل اقتصاد (م. ۱۹۹۱)

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
سایگو تاکاموری

    ۱۹۱۹ – باب پیزلی، فوتبالیست و مدیر انگلیسی (م. ۱۹۹۶)
    ۱۹۲۸ – ژان مورو، خواننده، بازیگر، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان فرانسوی
    ۱۹۲۹ – چارلز پولانی، شیمی‌دان کانادایی، برنده جایزه نوبل شیمی
    ۱۹۳۵ – درک والکوت، شاعر و نمایش‌نامه‌نویس سنت لوسیایی
    ۱۹۳۹ – سونی چیبا، بازیگر و رزمی‌کار ژاپنی
    ۱۹۴۴ – راتگر هاور، بازیگر هلندی
    ۱۹۴۶ – بوریس برزوفسکی، ریاضی‌دان و تاجر روس-انگلیسی
    ۱۹۴۷ – تام کارپر، سیاستمدار آمریکایی، ۷۱مین فرماندار دلاویر
    ۱۹۵۳ – آلیستر مک‌گرات، کشیش، نظریه‌پرداز ایرلندی
    ۱۹۶۲ – ریچارد روکسبرگ، بازیگر استرالیایی

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
آرین روبن

    ۱۹۶۷ – نعیم سلیمان‌اوغلو، وزنه‌بردار ترک-بلژیکی
    ۱۹۶۹ – آندری کانچلسکیس، فوتبالیست اکراینی-روس
    ۱۹۸۴ – آرین روبن، فوتبالیست هلندی
    ۱۹۸۵ – داوتسن کروس، مدل و بازیگر هلندی

مرگ‌ها

    ۱۰۰۲ – اتوی سوم، امپراتور روم مقدس (ت. ۹۸۰)
    ۱۵۱۶ – فردیناند دوم، پادشاه آراگون (ت. ۱۴۵۲)
    ۱۵۶۷ – چیاچینگ، امپراتور چین (ت. ۱۵۰۷)
    ۱۶۲۲ – ویلیام بافن، کاشف و دریانورد انگلیسی
    ۱۸۰۶ – ویلیام پیت جوان‌تر، سیاستمدار انگلیسی، نخست‌وزیر بریتانیا (ت. ۱۷۵۹)

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
ویلیام پیت جوان‌تر

    ۱۸۳۷ – جان فیلد، نقاش و آهنگساز ایرلندی (ت. ۱۷۸۲)
    ۱۸۸۳ – گوستاو دوره، قلم‌زن و طراح فرانسوی (ت. ۱۸۳۲)
    ۱۸۹۳ – خوزه زوریلا، شاعر و نمایش‌نامه‌نویس اسپانیایی (ت. ۱۸۱۷)
    ۱۸۹۳ – لوسیوس کیو. سی. لمار، وکیل و سیاستمدار آمریکایی (ت. ۱۸۲۵)
    ۱۹۴۴ – ادوارد مونک، نقاش نروژی (ت. ۱۸۶۳)
    ۱۹۸۱ – ساموئل باربر، آهنگساز آمریکایی (ت. ۱۹۱۰)
    ۱۹۸۴ – معین بسیسو، شاعر فلسطینی (ت. ۱۹۲۶)
    ۱۹۸۹ – سالوادور دالی، نقاش اسپانیایی (ت. ۱۹۰۴)

3 بهمن - 23 ژانویه؛ در تاریخ چه گذشت؟
سالوادور دالی

    ۱۹۹۱ – نورتروپ فرای، بازیگر و منتقد کانادایی (ت. ۱۹۱۲)
    ۲۰۰۲ – پیر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی (ت. ۱۹۳۰)
    ۲۰۰۲ – رابرت نوزیک، فیلسوف آمریکایی (ت. ۱۹۳۸)
    ۲۰۰۴ – هلموت نیوتن، عکاس آلمانی-استرالیایی (ت. ۱۹۲۰)
    ۲۰۰۷ – ریشارد کاپوشینسکی، روزنامه‌نگار و نویسنده لهستانی (ت. ۱۹۳۲)

*****
منابع:

-پايگاه نوشيروان کيهاني زاده
-ویکی پدیای فارسی
-صفحه امروز در تاریخ در توئیتر
-راسخون

می فایل