اخبار مهم
Home / سبک زندگی / «ونزوئلا»، سرزمینی بر لبه پرتگاه
1193524_490.jpg

«ونزوئلا»، سرزمینی بر لبه پرتگاه

هفته نامه جامعه پویا – ترجمه مینا حکیمی: در یکی از روزهای ماه نوامبر مقابل بیمارستان شهر «کاراکاس» ناگهان شرایط اضطراری اعلام می شود؛ صدها مادر خیابان پر رفت و آمد منطقه سان برناردینو را می بندند و مانع عبور و مرور اتومبیل ها می شوند؛ آنان فریاد می زنند: «دارو برای کودکان مان».

با اینکه تجمع ترافیک را بسیار سنگین کرده؛ ولی رانندگان اتومبیل با آنها همدردی می کنند و موافق هستند. مادر جوان ۳۵ ساله ای که فرزندش سرطان خون دارد می گوید: «برای ما راه دیگری نگذاشته اند. بیمارستان ها کودکان ما را نمی پذیرند، به دلیل این که آزمایشگاه ها وسایل و مواد لازم برای انجام آزمایش ها را ندارند. تجهیزات برای شیمی درمانی و آنتی بیوتیک های ضروری را ندارند. وسایل پانسمان ندارند.» و ادامه می دهد که بیمارستان برای دو روز حتی آب نداشته و به طور مرتب برق بیمارستان قطع می شده است.

یکی از جراحان بیمارستان می گوید: «کودکان اینجا به علت فقر غذایی می میرند. به اندازه کافی پزشک و دارو نداریم. در بیمارستان از ۹ اتاق عمل تنها دو اتاق دایر است و این در حالی است که کلینیک سرپایی و بیمارستان ما یکی از بهترین ها در کشور است. اوضاع کشور بسیار بدتر از کشورهای آفریقایی شده و میزان مرگ و میر نوزادان در سال ۲۰۱۶ به ۲۰ درصد رسیده است.»

 

وقتی «هوگو چاوز» افسر ارتش، در سال ۱۹۹۸ در یک انتخابات دموکراتیک به قدرت رسید به تهیدستان جامعه وعده رفاه، تحصیلات بهتر برای فرزندان شان و بیمه درمانی رایگان را داد و می خواست فاصله طبقاتی موجود در جامعه را به شیوه انقلاب «سیمون بولیوار» به حداقل برساند و به همین دلیل تغییرات وسیعی در سیستم انتخابات، قضایی، پارلمان، بانک مرکزی و حتی رسانه های عمومی ایجاد کرد؛ افراد مورد اعتماد خود را در پست های کلیدی نظامی، امنیتی و پلیس جای داد. با کلیشه های قدیمی مبارزه طبقاتی را علیه «طبقه ثروتمند» آغاز کرد. دو سوم سرمایه گذاری شرکت های خصوصی موفق را دولتی و شرکت های غربی را از کشور اخراج کرد.

با گذشت زمان، اقتصاد ناکارآمد، ونزوئلا را فرا گرفت. کشوری که با ۳۰۰ میلیارد بشکه بالاترین ذخیره نفتی جهان را داشت، در وضعیت اضطراری قرار گرفت.

اکنون میانگین حداقل درآمد ماهانه ۱۵۰ دلار است. نمونه شکست سیاست های چاوز و جانشین او نیکلاس مادورو (Nicolas Maduro) که پس از مرگ چاوز در سال ۲۰۱۳ رییس جمهور شد؛ بی نظیر است. تقریبا ۱۵ سال ونزوئلا درآمد بسیار بالایی از فروش نفت به دست آورد. وقتی چاوز به قدرت رسید، قیمت یک بشکه نفت ۱۰ دلار بود و در ۱۰ سال قیمت نفت به بشکه ای ۱۴۶ دلار رسید؛ بعد از این که قیمت نفت دوباره پایین آمد، کشور در بحران عمیقی که تا آن زمان به خود ندیده بود فرو رفت. پروسه سقوط «تولید ناخالص ملی» که در سال ۲۰۱۵ حدود شش درصد بود، در سال ۲۰۱۶ حدود ۱۱ درصد شد؛ با وجود کنترل قیمت ها از سوی دولت، میزان تورم به ۵۰۰ درصد رسید.

کشور لبه پرتگاه ایستاده است؛ هر روز ساعت پنج صبح، صف هایی طولانی در مقابل فروشگاه های مواد غذایی در شهر کاراکاس دیده می شود. پایتخت نشینان ساعت ها برای دریافت مقداری آرد ذرت، روغن، برنج، حبوبات و شیر خشک می ایستند. کاغذ توالت، صابون، پوشک بچه، پودر شستشو و سایر مواد بهداشتی از اقلامی هستند که مردم برای خرید آنها باید در صف های طولانی بایستند. شکر از اقلامی است که ماه هاست توزیع نشده. ایستادن در صف، تبدیل به یک شغل تمام وقت شده است که بسیاری هم پس از توقف های طولانی دست خالی به خانه باز می گردند.

دولت از اول پاییز، یارانه مواد غذایی را از طریق کمیته های مردمی بین تهیدستان تقسیم می کند. یکی از هواداران سابق چاوز می گوید این شیوه تقسیم مواد غذایی تبعیض آمیز است. فقط برخی تهیدستان از آن بهره مند می شوند و سایر تهیدستان غیر خودی چیزی دریافت نمی کنند. فارغ از این که آنها تا چه حد نیازمند این کمک ها باشند، غیر خودی ها مجبور هستند مواد غذایی را با قیمت بالا از دلالان و واسطه های بازار سیاه بخرند یا در نهایت گرسنه بمانند؛ این تحقیرآمیز است.

او ادامه می دهد که امروز فروشنده یک مغازه مانند پادشاهی است که هر کس سعی می کند دوستی و محبت او را به خود جلب کند تا کالایی دریافت کند. در ۱۵ سال گذشته بیش از نیمی از ۱۵ هزار کارخانه صنعتی و کشاورزی ورشکسته شده اند. ادامه تولید برای آنها سودی نداشت زیرا چاوز قیمت مواد اولیه غذایی را ثابت نگاه داشته بود.

بیشتر از هزار و ۵۰۰ کارخانه و موسسه سودده دولتی شدند. در سراسر ونزوئلا طرح تقسیم زمین های زراعی و مزارع نیشکر بین کارگران کشاورزی که صاحب زمین نبودند انجام شد که در مدت کوتاهی همه آنها ناکارآمد شدند. در کشوری که بیشترین وسعت زمین های حاصلخیز را دارد، در حال حاضر فقط یک سوم آنها قادر هستند مواد غذایی تامین کنند. گویا در ونزوئلا بلیه ای طبیعی رخ داده و همه چیز را ویران و زیر و رو کرده است.

 
«ونزوئلا» سرزمینی بر لبه پرتگاه

بنا به گفته شهردار شهر «میراندا» (کاندیدای ریاست جمهوری و از مخالفان حزب چاوز) دولت توانایی اداره کشور را ندارد و قادر نیست کشور را از بحران نجات دهد و اگر تغییری در دولت روی ندهد، جامعه دچار انفجار اجتماعی خواهد شد.

چند مثال مشخص از اقتصاد ونزوئلا

شرکت «کوکاکولا» در سال جاری چندین بار توقف تولید داشته زیرا مواد شیرین کننده موجود نبود. شعبه های «مک دونالد» بسته شدند زیرا نان همبرگر نداشتند. در ونزوئلا صاحبان شرکت ها نمی توانند اقلام مورد نیاز خود را وارد کنند زیرا بانک مرکزی تصمیم می گیرد چه کسی ارز مورد نیاز را دریافت کند.

در ونزوئلا ارز قیمت های متفاوتی دارد. قیمت ارز دولتی هر یک دلار ۱۰ بولیوار است که سال هاست ثابت مانده. در بازار سیاه قیمت ارز مدام رو به افزایش است. در ژانویه ۲۰۱۶ قیمت هر دلار به دو هزار و ۵۰۰ بولیوار رسیده. این تفاوت قیمت ارز، فساد را افزایش می دهد. اگر کسی قادر به تهیه دلار دولتی باشد یک شبه میلیونر می شود که بدونش ک فقط افراد نزدیک به دولت و سران نظامی، قادر به دریافت ارز دولتی هستند.

رابطه قیمت کالاها در این کشور بسیار عجیب و غریب است؛ برای مثال با یک دلار آمریکایی می توان فقط ۱٫۵ لیتر آب آشامیدنی ولی با همان یک دلار می توان دو هزار لیتر بنزین خریداری کرد. در مناطق مرزی با کلمبیا، برزیل و ترینیدا، بازار قاچاق بنزین سکه است. می توان گفت قاچاق بنزین پردرآمدتر از قاچاق مواد مخدر است.

در کلمبیا می توان دو هزار لیتر بنزین را برای هزار دلار فروخت. ماموران گمرک در مرز چشم شان را روی رفت و آمد کامیون های حامل بنزین قاچاق می بندند و سهم خود را دریافت می کنند. در مرز شرقی این کشور در قایق ها مخزن هایی تعبیه می کنند و توسط آن، بنزین را به بازار ترینیدادوتوباگو می برند.

پول نقد در ونزوئلا کمیاب است. صف هایی طولانی در مقابل خودپردازهای بانک ها تشکیل می شود تا هر فرد بتواند ۱۶ هزار بولیوار که معادل هفت دلار است دریافت کند و این حجم از پول در کیف معمولی جا نمی گیرد زیرا از آخر نوامبر ۲۰۱۶ دیگر دیگر اسکناس های درشت صد بولیواری هم چاپ نمی شود. یکی از روسای یک بانک قدیمی به شوخی می گوید: «دزدیدن یک ماشین حمل پول، سود چندانی ندراد زیرا فقط حدود ۱۶ هزار دلار نصیب دزد می کند.» او با وجود پروسه افول سال به سال درآمد بانکش، حاضر به ترک مسئولیتش در بانک نیست.

دلارهای نفتی روز به روز کمتر و کمتر می شوند. شرکت ملی نفت «PDVSA» مشکلات جدی و فراوانی دارد. میزان تولید آن در سال ۲۰۱۶ به ۲٫۱ میلیون بشکه در روز تنزل یافته که در سال های گذشته بی سابقه بوده است.در پایان سال ۱۹۹۰ تولید روزانه این شرکت ۲٫۵ میلیون بشکه بود. چاوز سیستم رهبری صنعت نفت را به کلی تغییر داد و درآمد ناشی از فروش نفت را وارد سیستم تامین اجتماعی کرد.

شرکت ملی نفت PDVSA به طور ناگهانی درآمد خود را از دست داد و در نتیجه نتوانست هزینه کشف چاه های نفتی جدید و مدرنیزه کردن پالایشگاه را بپردازد؛ بنابراین ونزوئلا مجبور شد میزان استخراج نفت را کاهش دهد.

سیستم تامین اجتماعی را هم که چاوز به راه انداخت، هیچ دستاوردی نداشت. وضعیت زندگی تهیدستان روز به روز بدتر و بدتر می شد. برای مثال بخش بزرگی از پزشکان کوبایی که برای کمک به مناطق فقیرنشین آمده بودند به دلیل دریافت نکردن حقوق به کلمبیا، برزیل و شیلی مهاجرت کردند. بسیاری از مراکز درمانی خالی ماندند، تجهیزات پزشکی یا ربوده شدند یا از کار افتادند. یک مدافع حقوق بشر که ۲۱ سال قبل «نهاد همیاری» را برای کمک به بیماران مبتلا به ایدز بنا نهاده می گوید در حال حاضر آمار مبتلایان به ایدز در ونزوئلا با آمار مبتلایان به ایدز در سال های گذشته آفریقا برابری می کند.

 
«ونزوئلا» سرزمینی بر لبه پرتگاه

در جنوب این کشور بیماری مالاریا که ریشه کن شده بود، دوباره شایع شده است. وفاداران چاوز که هواداران جانشین او نیز هستند به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. کانال های تلویزیونی دولتی، هر روزه صحنه هایی را نشان می دهند که کودکان شان شاد و خوشبخت در میدان بولیوار کاراکاس مشغول بازی و شادمانی هستند و مردمی که در خیابان های محلات قدیم شهر به رقص و پایکوبی مشغول اند.

حالا دیگر اکثریت جامعه نمی پذیرند و باور نمی کنند که بحران اقتصادی موجود را اپوزیسیون و آمریکا ایجاد کرده اند تا ونزوئلا را از پای در آورند. در یک همه پرسی از هر ۱۰ نفر، هشت نفر خواهان استعفای دولت کنونی هستند. در انتخابات پارلمانی دسامبر ۲۰۱۵ اپوزیسیون (MUD) توانست ۲٫۳ درصد آرا را کسب کند؛ ولی همه قوانین مصوب این پارلمان توسط قضات حامی دولت متوقف می شوند.

پرزیدنت مادورو یک راننده اتوبوس سابق که اکنون رهبری کشور را بر عهده دارد، شرایط کشور را اضطراری اعلام و سپس کشور را با پشتیبانی کوبایی ها اداره می کند. هاوانا برای این که خودش راه نجاتی پیدا کند، حمایت کاملش را از انقلاب بولیواری ونزوئلا اعلام می کند.

از وقتی چاوز بر سر کار آمد روزانه ۸۰ تا ۱۰۰ هزار بشکه نفت با قیمت ارزان به کوبا حمل می شود و کوبایی ها آن را به قیمت روز در بازار برای خودشان می فروشند. در ازای این کمک برادرانه که سالانه چهار تا پنج میلیارد دلار برای ونزوئلایی ها هزینه دارد، کوبایی ها پزشک، معلم و نیروهای متخصص به ونزوئلا می فرستند. حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار کوبایی در ونزوئلا مشغول به کار هستند؛ آنها مقامات کلیدی وزارتخانه ها و ادارات را در اختیار دارند و همچنین آموزش به سربازان در ارتش و کارمندان ادارات پلیس را بر عهده دارند.

در بهار گذشته اپوزیسیون رفراندومی علیه «مادورو» سازماندهی کرد و شروع به جمع آوری ۲۰۰ هزار امضا کرد. در چند روز ۱٫۸ میلیون امضا جمع شد. در سپتامبر ۲۰۱۶ بیش از یک میلیون نفر از مردم کاراکاس به خیابان ها آمدند تا رفراندوم را به نمایش بگذارند؛ اما دولت خواسته های مردم را نادیده گرفت و در پایان اکتبر رفراندوم را باطل اعلام کرد زیرا چندین قاضی، واقعی بودن امضا را رد کرده بودند. این قضات طبیعتا از حرب حاکم بودند. «نیکولاس مادورو» برای آرام کردن اوضاع به اپوزیسیون پیشنهاد مذاکره داد تا درباره بحران انسانی به وجود آمده و انتخابات زودرس بحث و گفتگو شود.

با وجود وساطت واتیکان برای این مذاکره، مذاکرات پس از شش هفته بدون نتیجه به پایان رسید. علت اصلی ناکام ماندن مذاکرات نپذیرفتن رفراندم از جانب دولت بود. یک دیپلمات غربی که سال هاست در کاراکاس مشغول به کار است و اوضاع سیاسی ونزوئلا را به خوبی می شناسد، می گوید مادورو در یک انتخابات دموکراتیک هیچ شانسی برای پیروزی ندارد و به هیچ وجه هم حاضر به دادن قدرت به اپوزیسیون نیست. برخی از از دیپلمات های غربی هنوز بر این باور هستند که از طریق مذاکرات می توان به نتیجه رسید.

«مادورو» چندین بار اظهار کرده که حاضر به استعفا نیست. دولت مادورو نه تنها رفراندوم را متوقف کرده بلکه انتخابات مربوط به استانداران و شهرداران را هم که قرار بود در سال ۲۰۱۶ برگزار شود، بارها به عقب انداخت. دلیلی را که ارائه می دهد این است «برای حل بحران اقتصادی به جمع آوری توان همه نیروهای کشور نیاز است و انتخابات به تضعیف توان نیروها می انجامد».

 
«ونزوئلا» سرزمینی بر لبه پرتگاه

از زمانی که چاوز قدرت را در ونزوئلا به دست گرفت حدود و میلیون نفر وطن شان را ترک کردند که بیشتر آنها پزشک و پرستار و مهندس بودند. از آگوست ۲۰۱۶ تا به حال حدود ۳۰ هزار نفر به برزیل رفته اند و در استان شمالی آن «Roraima» سکونت گزیده اند. بر اساس گفته دیپلمات غربی ساکن کاراکاس: «بسیاری از ونزوئلایی ها دیگر نمی خواهند زندگی شان را در راه مبارزه با مادورو از دست بدهند.» نامزد قبلی ریاست جمهوری Henrique Capriles بر این نظر است که «ما تا جایی که می توانیم باید از طریق مسالمت آمیز و پیروی از قانون اساسی راه حل بیابیم.»

دولت مادورو هر نوع امکانی را در اختیار سران ارتش می گذارد تا روز به روز ثروتمندتر شوند. خانواده های افسران رده بالا زندگی لوکس دارند، ماشین های گران قیمت می رانند، مراکز تفریحی کارائیب و جزیره های اطراف آن در تعطیلات آخر هفته شاهد حضور نوکیسه های تازه به دوران رسیده رژیم است. قایق های موتوری که سرنشینان آن زنان و دختران جوان هستند، لنگر انداخته اند و انواع موزیک های رقص در حال پخش است. آنها گرسنگی شان را با انواع خوراک های دریایی، میگو و صدف های دریایی و تشنگی شان را با انواع نوشیدنی رفع می کنند.

این هم روی دیگر ونزوئلاست.

Andrzeg Rybak؛ خبرنگار آزاد که عمدتا درباره آمریکای لاتین می نویسد.

می فایل