اخبار مهم
Home / سبک زندگی / غیرت زنانه علیه قوانین مردانه (۲)
1002063_515.jpg

غیرت زنانه علیه قوانین مردانه (۲)

هفته نامه صدا – ریحانه یاسینی:
 
سهم زنان از سیاست ایران چقدر است؟

۳٫۱ درصد از مجلس ایران را در سال ۲۰۱۵ زنان تشکیل داده اند. این سهم در افغانستان ۲۷٫۷ درصد و در عربستان ۱۹٫۹ درصد است.

«۱۷» یکی از پرمعناترین اعداد انتخابات مجلس یازدهم بود. در سال ۹۵، هفده زن به مجلس ایران راه یافتند و رکورد جدیدی برای حضور زنان در سیاست و اجتماع کشور به ثبت رسید. رکوردی که البته می توانست با عدد ۱۸ همراه باشد و با جنجال های ماجرای مینو خالقی، این اتفاق نیفتاد که خود این ماجرا نیز موجی از انتقادها را علیه تبعیض جنسیتی به همراه داشت. به هر حال زنان با این رکورد، ۸٫۵ درصد از صندلی های مجلس ایران را از آن خود کرده اند. این در حالی است که در کشوری مانند عربستان که همواره از پایین بودن ارزش زنان در آن بحث می شود، حدود یک پنجم از کرسی های مجلس متعلق به زنان است. حتی در کشورهایی که سال هاست درگیر نابسامانی های داخلی هستند، مانند افغانستان و پاکستان، اوضاع بسیار بهتری حاکم است.

بر اساس اطلاعات بانک جهانی، ۲۹٫۴ درصد از پارلمان انگلیس را زنان تشکیل داده اند. ۱۹۱ نفر از ۶۵۰ نماینده مجلس انگلستان زن هستند. در بولیوی و رواندا به ترتیب ۶۳ و ۵۳ درصد از نمایندگان پارلمان زن هستند. در آفریقای جنوبی نیز ۴۲ درصد از کل مجلس را زنان تشکیل داده اند.

 

ایران در دسته کشورهایی جا می گیرد که در سال گذشته زنان کمترین سهم را در پارلمان آن داشته اند و بر اساس اطلاعات بانک جهانی، ۳٫۱ درصد از مجلس ایران را در سال ۲۰۱۵ زنان تشکیل داده اند. همسایه های ایران اوضاع بهتری دارند. ۲۰٫۶ درصد از مجلس پاکستان سهم زنان است. در ترکمنستان ۲۵٫۸ درصد، در افغانستان ۲۷٫۷ درصد و در روسیه ۱۳٫۶ درصد از کرسی های پارلمان متعلق به زنان است. در همسایگان غربی کشور نیز در عربستان ۱۹٫۹ درصد، در عراق ۲۶٫۵ درصد و در ترکیه ۱۴٫۹ درصد از نمایندگان مجلس زن هستند.

الهه کولایی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره سهم زنان در سیاست و جامعه ایران، چنین توضیح می دهد: «باید در کنار اعداد، به مسائل کیفی نیز توجه کرد. جایگاه و نفوذ مجلس عربستان با مجلس جمهوری اسلامی قابل مقایسه نیست. ضمن توجه به اعداد، جنبه های کیفی را نباید فراموش کنیم. با وجود شعارها و آرمان های انقلاب اسلامی، متاسفانه در دوره های اخیر مجلس عملکرد خوبی را نداشتیم و حتی انتظاری هم که از تغییر روند در دولت یازدهم داشتیم برآورده نشده است.

 
بنابراین بر خلاف آن ادعا که خواستیم الگویی برای زنان جهت ایفای نقش های اجتماعی و خانوادگی خود به جهان عرضه کنیم، حتی از کشورهای همسایه هم عقب مانده ایم. در عین حال، زنان ایرانی تلاش کرده اند مانند بقیه کشورهای خاورمیانه در طول دهه های اخیر ظرفیت های انسانی و توانمندی خود را فعلیت بخشند. با وجود تعداد چشم گیر زنان دانش آموخته، نه در حوزه های اقتصادی و نه در حوزه های سیاسی، موفق نبوده ایم. بسیاری از زنان در رفع نیازهای اولیه خود نیز از مردان عقب نگه داشته شده اند. مشکلات تاریخی و فرهنگی از تاثیر جدی برخوردار است. متاسفانه در عرصه سیاست نیز عزم و اراده جدی برای حضور زنان وجود ندارد.»

او درباره حضور زنان در مشاغل مدیریتی می گوید: «در زد و بندهای سیاسی و توزیع و تقسیم پست های مدیریتی و سیاسی، ما شاهد غیبت چشم گیر زنان هستیم. این اقدام لغو آزمون استخدامی، باید آغازی بر تلاش جدی و عملی برای رفع تبعیض ها و کاهش نابرابری های جنسیتی باشد.»

کولایی، یکی از سرشناس ترین چهره های زن سیاسی و دانشگاهی ایران، درباره سهم ساختارهای اجتماعی در بحث تبعیض های جنسیتی می گوید: «بدون تردید نابرابری هایی که ریشه در تاریخ و فرهنگ دارند، مرتب بازتولید می شوند. عوامل گوناگون چه در حوزه های رسمی و چه در حوزه های غیررسمی، به این نابربری ها دامن می زنند و منجر به نهادینه کردن آنها می شوند. غیر از حوزه های فرهنگی و اجتاعی، در حوزه های اقتصادی هم که پایه دولت و نهادهای قدرت است، در عمل فضایی برای حضور زنان فراهم نمی شود. ما به دلیل نبود عزم جدی سیاسی، همچنان شاهد غیبت زنان مان هستیم.»

سهم زنان از نهادهای علمی ایران چقدر است؟

حسن روحانی چند ماه پیش از آن که یک گام عملی برای رفع تبعیض های جنسیتی بردارد، گفته بود: «نمی شود زنان در عرصه علمی دوشادوش مردان حرکت کنند اما در اقتصاد با محدودیت مواجه باشند.»

۹۴ درصد از صندلی های مجلس ایران مردانه هستند اما روی بسیاری از میز و صندلی های دانشگاه ها و نهادهای علمی کشور، وسایل دخترانه جای دارد.

بررسی آمارهای آموزشی از ابتدای دهه ۸۰ تا به امروز نشان می دهد زنان طی ۱۵ سال اخیر، یکی از مهم ترین تحولات آموزشی ایران را رقم زده اند. بیشتر از ۵۱ درصد از دانوطلبان کنکور ارشد و تحصیلات تکمیلی، زن هستند. در ابتدای دهه ۸۰، سهم زنان در پذیرش کنکور دکترا ۱۵ درصد و سهم مردان ۷۵ درصد بود اما این رقم در اواخر دهه ۸۰ در کنکور دکترا برای زنان به ۴۰ درصد رسید.

 
 غیرت زنانه علیه قوانین مردانه (2)
نسبت دختران و پسران در مدارس کشور، ۵۱ درصد پسران و ۴۹ درصد دختران است. در دوره کارشناسی این میزان با سهم ۶۰ درصدی، به نفع دختران است و در دوره کارشناسی ارشد نسبت دختران و پسران تقریبا مساوی است اما اختلاف در میزان سهم زنان و مردان در نظام آموزشی کشور از دوره دکترا و سهم آنان در هیات علمی دانشگاه ها آغاز می شود. هم اکنون حدود ۲۰ درصد «هیات علمی ها تمام وقت» دانشگاه های دولتی، زنان هستند و حضور آنها در کل هیات علمی ها نیز ۲۳ درصد و در مجموع دولتی و غیردولتی، حدود ۲۰ درصد است.

گزارش های مرکز آمار از وضعیت نیروی کار نشان می دهد دخترهای جوان از همه باسوادتر و بی کارتر هستند. جمعیت تحصیل کرده دانشگاهی در گروه زن و مرد در آمارهای کلی به هم نزدیک هستند اما بررسی آنها به تفکیک سنی نشان می دهد دختران جوان، از پسرهای جوان باسوادترند در حالی که نرخ بیکاری دختران در این سنین، بیش از دو برابر پسران است.

در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال، ۹ میلیون و ۳۱۰ هزار و ۹۲ زن مدرک لیسانس دارند و ۷ میلیون و ۶۵۸ هزار نفر از پسران در این سن، لیسانسه هستند. همچنین ۲ میلیون و ۱۷۵ هزار و ۳۸ نفر از زنان در این گروه سنی توانسته اند مدرک فوق لیسانس و دکترای حرفه ای اخذ کنند و پسران دارای این مدرک، ۲ میلیون و ۹۱ هزار نفر هستند. آخرین آمار از وضعیت بیکاری و اشتغال نیز به پاییز ۹۴ مربوط می شود. نرخ مشارکت اقتصادی مردان ۶۳ درصد اما زنان ۲٫۱۳ درصد است و در حالی که مردان نرخ بیکاری ۹ درصدی دارند، زنان بیکاری ۱۸ درصدی را تجربه می کنند.

بالاترین میزان بیکاری در میان گروه های سنی و جنسیتی کشور نیز به زنان جوان اختصاص داشته است. جوانان ۱۵ تا ۳۴ ساله با نرخ بیکاری کلی ۴٫۲۵ درصد، بیکارترین گروه در کشور هستند. نرخ بیکاری مردان در این سن ۲۲ و زنان ۴۰ درصد است. بعد از این گروه جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله که فارغ التحصیلان دانشگاهی را نیز دربر می گیرند با ۷٫۲۲ درصد بیشترین نرخ بیکاری کشور را دارند. مردان در این گروه سنی ۷٫۱۸ و زنان نرخ بیکاری ۷٫۲۸ درصدی دارند.

کنار هم گذاشتن آمارهای مختلف نشان می دهد دختران جوان با بیشترین میزان تحصیلات از بیشترین میزان بیکاری نیز برخوردارند. البته تحصیلات مسئله ازدواج دختران را نیز به چالش کشیده است. هنوز هم در شوخی های روزمره حضور دختران در دانشگاه با عبارت تلاش برای «پیدا کردن شوهر» همراه می شود. دختر جوانی که در ترم یک پژوهشگری اجتماعی شاهد تحصیل می کند و در یکی از محلات جنوب شرق تهران زندگی می کند، می گوید: «خانواده ام می خواهند هر چه سریع تر ازدواج کنم اما من دنبال شخصی با تحصیلات بالا هستم. مگر غیر از این است که دانشگاه می رویم تا با یک آدم حسابی ازدواج کنیم؟»

 غیرت زنانه علیه قوانین مردانه (2)
 
این مسئله تنها در تفکر گروه های عام اجتماعی جای ندارد. در یکی از معتبرترین کلاس های فیلمنامه نویسی تهران، استاد معروف که با بیان قهار طنز تعصب های مختلف را به چالش می کشاند، به دختر جوانی که در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می کند می گوید: «می دانی هر چه بیشتر درس بخوانی ازدواج کردن ات سخت تر می شود؟» شوخی فیلمنامه نویس مطرح به مذاق برخی از زنان هنرجو خوش نمی آید و اعتراض می کنند. او نیز طنزش را تندتر می کند و با خنده می گوید: «من با استاد فردوسی هم عقیده ام؛ زنان را بود بس همین یک هنر، نشینند و زایند شیران نر».

حجت الاسلام قرائتی رییس ستاد اقامه نماز کشور نیز به تازگی نیاز کشور را پایین آمدن سن ازدواج دانسته و گفته است: «من با ازدواج دانشجویی مخالفم. ازدواج باید دبیرستانی باشد زیرا دختران در سن ۱۳ سالگی شوهر می خواهند و آن کسی که او را خلق کرده بهتر می داند که برای او چه چیزی بهتر است.»

اما این مسئله تنها منحصر به جامعه و فرهنگ ایرانی نمی شود. مجمع جهانی اقتصاد تیتر یکی از گزارش هایش را درباره شکاف جنسیتی، چنین انتخاب کرده است: «زنان با تحصیلات بالا کمتر تمایل به ازدواج دارند؛ اینطور نیست؟» این گزارش با بررسی اطلاعات مربوط به ۲۳ کشور جهان و تایید این مسئله که زنان با تحصیلات بالا، کمتر ازدواج می کنند چنین می نویسد: «تحلیل های ما نشان می دهد بهبود فرصت های زنان برای حضور در بازار کار، باید در نهایت به بهبود بازار ازدواج برای آنها منجر شود.»

روایت سازمان جهانی از شکاف جنسیتی در ایران

ایران در رتبه ۱۴۱ جهان قرار دارد. فقط کشور آفریقایی چاد و سه کشور آسیایی پاکستان، سوریه و یمن در جایگاهی پایین تر از ایران قرار گرفته اند.

جاستین گریتینگ وزیر توسعه کانادا، یکی از زنان قدرتمند جهان به حساب می آید. گریتینگ در نشست داووس ۲۰۱۶ که نخبگان سیاسی و اقتصادی جهان در آن حضور داشتند برای اثبات لزوم برابری جنسیتی گفته بود: «هیچ کشوری نمی تواند به درستی به سمت توسعه حرکت کند اگر نیمی از جمعیتش عقب مانده باشد.»

بر اساس گزارش شکاف جنسیتی ۲۰۱۵ مجمع جهانی اقتصاد ۱۱۸ سال دیگر طول می کشد تا حقوق دریافتی زنان و مردان در جهان برابر شود. در ایسلند کمتر از تمام جهان نسبت به زنان تبعیض وجود دارد و نروژ بعد از این کشور در رتبه دوم قرار دارد.

بر اساس این گزارش، ایران در رتبه ۱۴۱ قرار گرفته است. فقط کشور آفریقایی چاد و سه کشور آسیایی پاکستان، سوریه و یمن در جایگاهی پایین تر از ایران قرار گرفته اند. مجمع جهانی اقتصاد وضعیت شکاف جنسیتی را در گویه های مختلف بررسی کرده است. از نظر مشارکت اقتصادی نیروی کار و تبعیض های آن، ایران رتبه ۱۴۳ را دارد و تنها دو کشور وضعیتی بدتر از ایران را تجربه می کنند. بدترین نمره ایران نیز مربوط به همین گویه است. ایران از نظر برابری دستمزد برای کار یکسان نیز در رتبه ۹۸ قرار گرفته است.

بررسی شکاف جنسیتی در مقامات قانون گذار، مقامات ارشد و مدیران نیز یکی از گونه های مورد بررسی این گزارش است و ایران در آن در رتبه ۱۰۶ قرار گرفته است. از نظر نیروی کار فنی و تخصصی نیز رتبه ۱۰۸ برای ایران به دست آمده است.

از نظر دستیابی به امکانات آموزشی و تبعیض در این حوزه ایران در رتبه ۱۰۶ جهان قرار دارد. در این شاخص کلی نیز ۴ گویه نرخ سواد بر اساس شاخص تبعیض جنسیتی، ۱۱۰ است. میزان ثبت نام در مدارس ابتدایی رتبه ۱۰۹، ثبت نام در مدارس راهنمایی رتبه ۱۰۶ و ثبت نام در دبیرستان نیز رتبه ۱۰۱ را برای ایران به همراه داشته است.

از نظر قدرت سیاسی جایگاه زنان در مجلس ایران در رتبه ۱۳۹ جهان قرار گرفته است. جایگاه زنان ایرانی از نظر قرار گرفتن در موقعیت هایی مانند وزیران نیز در رتبه ۱۱۴ قرار دارد. در سال های اخیر وضعیت ایران از نظر شکاف جنسیتی بهبودی نداشته است.در سال ۲۰۰۶ ایران در جایگاه ۱۱۵ قرار داشته و یک سال بعد به رتبه ۱۲۸ رسیده است. در سال ۲۰۱۴ نیز ایران در جایگاه ۱۴۳ قرار گرفته است.

 غیرت زنانه علیه قوانین مردانه (2)
 
در سال ۲۰۱۵، هشت کشور از ۲۴ کشور آسیایی بیش از ۷۰ درصد از شکاف ها را بسته اند. در صدر آنها نیز فیلیپین، نیوزیلند و استرالیا قرار داشته اند. دو کشور ایران و پاکستان در قعر رتبه بندی قرار داشته اند و کمتر از ۶۰ درصد شکاف ها را بسته اند.

در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب، ۱۴ کشور از ۲۶ کشور، بیشتر از ۷۰ درصد از شکاف های جنسیتی را بسته اند. نیکاراگوئه، بولیوی و باردابوس در صدر بوده اند.

کانادا و آمریکا توانسته اند بیشتر از ۷۵ درصد شکاف های جنسیتی را ببندند. در اروپا و آسیای مرکزی نیز از مین ۴۶ کشور، ۵ کشور بیشتر از ۸۰ درصد از تبعیض های جنسیتی را رفع کرده اند اما ۱۵ کشور، کمتر از ۷۰ درصد شکاف ها را بسته اند.

گزارش شکاف جنسیتی ۲۰۱۵ درباره ایران می نویسد: «ایران جزو ۵ کشور جهان است که ضعیف ترین عملکرد را در حوزه شکاف جنسیتی داشته است. در منطقه خاورمیانه نیز این کشور دومین عملکرد ضعیف را از نظر مشارکت و فرصت های اقتصادی و توانمندسازی سیاسی داشته است. در حوزه مشارکت اقتصادی کمتر از ۳۶ درصد و در حوزه سیاسی نیز کمتر از ۴ درصد از شکاف های جنسیتی در سال گذشته در این کشور بسته شده اند. در مقایسه با سال ۲۰۰۶، این کشور هیچ پیشرفتی در هیچ زمینه ای نداشته است. حتی در حوزه فرصت ها و مشارکت اقتصادی، پس رفت نیز داشته و شکاف های جنسیتی بیشتری در ایران ایجاد شده اند.»

در سراسر جهان، شکاف جنسیتی در حوزه اقتصاد نسبت به حوزه های سیاسی و آموزشی گسترده تر است. آمریکای شمالی، مانند آمریکای لاتین برابری اقتصادی را بیشتر از تمام نقاط جهان گسترش داده است. طی ده سال گذشته، شکاف جنسیتی ۷ درصد کاهش یافته و به ۸۲ رسیده است. مشارکت اقتصادی زنان در منطقه خاورمیانه کمتر از تمام نقاط جهان پیشرفت داشته و شکاف اقتصادی تنها یک درصد کاهش یافته است.

آسیا و حوزه اقیانوسیه نیز پیشرفتی کم به اندازه همان یک درصد برای کاهش شکاف جنسیتی داشته است. برای رسیدن به برابری اقتصادی در آینده، منطقه آسیا و حوزه اقیانوسیه باید ۴۷ درصد از شکاف جنسیتی را ببندند. خاورمیانه و شمال آفریقا نیز نیاز به تلاش برای حذف ۵۹ درصدی شکاف جنسیتی دارند. مجمع جهانی اقتصاد درباره تاثیرات سیاسی و اقتصادی برابری جنسیتی می نویسد: «رقابت پذیری یک ملت در میان عوامل دیگر، به نحوه آموزش و به کارگیری استعداد زنان مربوط می شود. با رشد آگاهی، تقاضای بیشتری به بخش دولتی و خصوصی وارد می شود تا شرایط ادغام زنان در بازار کار را تسهیل و فراهم کنند.»
 

ادامه دارد…
می فایل