اخبار مهم
Home / سرگرمی / داستان بابلز، شامپانزه‌ای خوش شانس
2037953_988.jpg

داستان بابلز، شامپانزه‌ای خوش شانس

پی سی گروپ – محمد کاملان: شامپانزه‌ها حیوانات جالب و بامزه‌ای هستند که نه تنها توجه دانشمندان را به خود جلب کرده‌اند، بلکه شیطنت‌های این حیوان باعث شده تا افراد معمولی نیز به شامپانزه‌ها علاقه پیدا کنند. شامپانزه‌ها به لحاظ قد و قامت نیز شباهت‌های زیادی به انسان دارند و یک شامپانزه بالغ نزدیک به ۱.۷ متر قد دارد و وزن این حیوان نیز حدود ۷۰ کیلوگرم می‌شود. شامپانزه‌ها موجوداتی باهوش هستند و می‌توانند ساخت ابزار‌های خاص را فرا بگیرند و به کمک این ابزار‌ها برای خودشان غذا فراهم کنند.

جالب است بدانید شامپانزه‌ها حتی در بعضی از کار‌های ذهنی حتی از انسان‌ها نیز کارآمد‌تر نشان می‌دهند و در «آزمون حافظه‌فعال»، امتیاز‌های بهتری نسبت به انسان‌ها بدست می‌آورند. این موارد باعث شده تا انسان‌های زیادی به شامپانزه‌ها علاقه‌مند باشند و در طول تاریخ شامپانزه‌های معروفی را سراغ داریم که یار گرمابه و گلستان انسان بوده‌اند.

یکی از این شامپانزه‌های معروف، شامپانزه‌ای با نام بابلز (Bubbles)، است. اگر اهل موسیقی هستید و به مایکل جکسون علاقه دارید به‌احتمال زیاد بالز را می‌شناسید چرا که این شامپانزه، حیوان دست‌آموز مایکل جکسون بود.

بابلز متولد ۳۰ آوریل سال ۱۹۸۳ است و مایکل جکسون این حیوان بامزه را در دهه ۸۰ میلادی از یک مرکز تحقیقاتی در تگزاس آمریکا خریداری کرد. بابلز در بیشتر مواقع در کنار مایکل جکسون بود و به همین دلیل نیز دور دنیا را گشته است و در زمان حیات مایکل جکسون به‌عنوان یکی از اعضای خانواده او به حساب می‌آمد.

جالب است بدانید زمانی که مایکل جکسون تور موسیقی در ژاپن برگزار کرده بود نیز بابلز را به همراه خودش به ژاپن آورده بود و سلطان راک به همراه بابلز با شهردار شهر اوزاکای ژاپن سر یک میز نشستند و چای نوشیدند. مایکل جکسون مدتی بابلز را در خانه‌اش در لس‌آنجلس نگهداری می‌کرد و مدتی بعد نیز بالبز را به مزرعه‌ای بزرگی که به نام نِوِرلند (Neverland)، معروف است در سال ۱۹۸۸ انتقال داد.

گفته می‌شود بابلز در گهواره‌ای شیک و راحت در اتاق خواب مایکل جکسون می‌خوابید و از سرویس‌بهداشتی مایکل استفاده می‌کرد. او در کنار مهمانان در سالن سینمای مایکل جکسون در نورلند می‌نشست و به همراه آن‌ها شیرینی و شکلات می‌خورد. اوضاع این شامپانزه خوش‌شانس حسابی ردیف بود تا اینکه در سال ۲۰۰۳، بزرگ شد و رفتار‌های او نگهداریش را دشوار می‌کرد. در نتیجه مایکل جکسون که نمی‌توانست از بابلز دست بکشد، او را به نزد یک متخصص تربیت حیوانات در کالیفرنیا فرستاد. بابلز نزدیک به یک سال پیش این متخصص تربیت حیوانات، آموزش دید تا اینکه در نهایت به مرکز نگهداری میمون‌ها در فلوریدا منتقل شد و تا سال ۲۰۰۵ در این مکان زندگی کرد.

داستان زندگی بابلز

بابلز در آستین تگزاس و در مرکزی که تحقیقات گسترده‌ای روی حیوانات دارد زاده شد، داستان‌های زیادی در خصوص ایجاد عشق و علاقه میان بابلز و مایکل جکسون وجود دارد و گفته می‌شود مایکل زمانی که بابلز تنها ۸ ماه بیشتر نداشته است این حیوان را از این مرکز تحقیقاتی خریداری می‌کند. ظاهراً باب دان (Dunn Bob)، یکی از چهره‌های سرشناسی که سابقه خوبی در فروش حیوانات به سلبریتی‌ها دارد، ساز و کار خرید شامپانزه را برای مایکل جکسون فراهم می‌کند.

داستان بابلز، شامپانزه‌ای خوش شانس

زندگی بابلز در نورلند

بابلز تا سال ۱۹۹۸ در منزل مایکل جکسون در لس‌آنجلس زندگی کرد تا اینکه در نهایتاً به نورلند منتقل شد، او در این خانه بزرگ در کنار مایکل جکسون سر میز شام می‌نشست و خدمتکاران مایکل جکسون وظیفه تعویض پوشک و رسیدگی به او را بر عهده داشتند.

ناگفته نماند نگهداری یک شامپانزه شیطان و بازیگوش کار چندان ساده‌ای هم نیست و خدمتکاران مایکل جکسون گله‌گذاری‌های زیادی از شرایط سخت نگهداری یک شامپانزه در یک منزل اشرافی داشتند. خدمتکار‌ها مدعی بودند بابلز تا جایی که می‌تواند خانه را کثیف می‌کند و بسیاری از مواقع پوشکی که به هزار زحمت پای او کرده بودند را قبل از خواب پاره می‌کند. در این بین مایکل جکسون نظر دیگری در خصوص بابلز داشت و مدعی بود این شامپانزه بازیگوش در تمیزکردن اتاق‌ها و گردگیری منزل به خدمتکار‌ها کمک می‌کند.

بابلز و رسانه‌ها

زندگی سلبریتی‌ها زیر نگاه تیزبین رسانه‌ها است و نگهداری یک شامپانزه چیزی نیست که از چشم هواداران به دور بماند، به همین دلیل حضور بابلز در زندگی مایکل جکسون، بازتاب زیادی را در رسانه‌ها به دنبال داشت. علاقه مایکل جکسون به بابلز باعث شد تا بعضی از رسانه‌ها او را دست بیاندازند و لقب‌های عجیب و غریبی به وی بدهند. از طرف دیگر توجه رسانه‌ها به اندازه‌ای به بابلز جلب شد که گاهی اوقات اخبار مربوط به بابلز، اخبار موزیک مایکل جکسون را پوشش می‌داد و باعث می‌شد تا خبر‌های حواشی زندگی مایکل جکسون نسبت به خبر‌های هنری زندگی او پررنگ‌تر شود.

رسانه‌ها از هر فرصتی برای ایجاد خبر‌های ضد و نقیض و اشتباه در خصوص بابلز بهره می‌گرفتند و در آن زمان برخی از رسانه‌ها مدعی شدند که مایکل جکسون تنها یک شامپانزه ندارد و تعداد بی‌شماری شامپانزه را در منزل نگهداری می‌کند. شوخی رسانه‌ها با مایکل جکسون به جایی رسید که در خبرها، خبر مرگ بابلز را نیز شنیدیم، این خبر به اندازه‌ای بالا گرفت که نماینده مایکل جکسون مجبور شد شخصاً خبر مرگ بابِلز را تکذیب کند.

مدتی بعد نیز دوباره شایعات مربوط به بابلز بالا گرفت و در پی ازدواج الیزابت تیلور در ششم اکتبر سال ۱۹۹۱، رسانه‌ها مدعی شدند که حلقه ازدواج را بابلز در این مراسم حمل خواهد کرد. هواداران مایکل جکسون به‌خوبی به خاطر دارند که پرینس (Prince)، یکی از رقبای اصلی مایکل جکسون به‌حساب می‌آمد و به همین دلیل نیز شایع شده بود که پرینس برای اینکه به مایکل جکسون ضربه بزند، با کمک گرفتن از علوم غربیه، بابلز را دیوانه کرده است.

کاملاً مشخص است که این شایعات پایه و اساس نداشت، اما حضور یک شامپانزه در زندگی مایکل جکسون به اندازه‌ای عجیب و غریب بود که رسانه‌ها نتوانستند چنین موضوعی را نادیده بگیرند و تا جای ممکن به شایعه‌پراکنی در خصوص بابلز پرداختند.

داستان بابلز، شامپانزه‌ای خوش شانس

زندگی بابلز در اواخر دهه ۸۰ میلادی

بابلز در اواخر دهه ۸۰ میلادی حسابی سرش شلوغ بود و مایکل جکسون تا می‌توانست این حیوان دست‌آموز را به گشت و گذار می‌برد و با او صحبت می‌کرد. مایکل جسکون حتی راز‌های زندگی‌اش را با بابلز در میان می‌گذاشت و گفته می‌شود رقص «مون‌والک» (MoonWalk) را نیز به بابلز آموزش داده بود. بابلز به اندازه‌ای مورد توجه مایکل جکسون قرار داشت که سلطان پاپ برای او کارگزار خصوصی و محافظ‌شخصی نیز گرفته بود.

بابلز در صحنه ضبط آلبوم «بد»، (Bad)، حضور داشت و در موزیک ویدئوی ترانه «بد» نیز مایکل جکسون شامپانزه و مار دست‌آموزش را به همراه داشت. حتی در ضبط موزیک ویدئوی ترانه «دختر لیبیایی»، (Liberian Girl) نیز بابلز حضور داشت. زمانی که تور جهانی «بد» (Bad World Tour)، شروع شد، مایکل بابلز را به همراه خودش در این تور به ژاپن برد و بالبز در کنار او در هتل می‌خوابید. بابلز حتی در مهمانی رسمی که مایکل و شهردار شهر اوزاکا داشتند نیز در کنار مایکل جکسون حضور داشت و با شهردار اوزاکا به صرف چای مهمان شد. جالب اینجاست که مقامات رسمی دیگری از شهر اوزاکا نیز در کنار شهردار این شهر در این مهمانی حضور داشتند و این افراد از رابطه مایکل جکسون و شامپانزه‌اش کاملاً تعجب کردند. این مهمانی در تالار شهر اوزاکا برگزار شده بود و تاکنون هیچ حیوانی به این تالار راه داده نشده بود.

داستان بابلز، شامپانزه‌ای خوش شانس

مایکل جکسون برای برگزاری تور‌های خود به بریتانیا و سوئد نیز سفر کرد، اما به دلیل قوانین سخت این کشورها، نتوانست شامپانزه‌اش را همراه خود ببرد. مایکل جکسون و الیزابت تیلور، بازیگر افسانه‌ای سینما رابطه دوستانه و نزدیکی داشتند و زمانی که مایکل برای صرف چای به منزل الیزابت تیلور دعوت شده بود نیز شامپانزه‌اش را همراه خودش برد. بابلز در مهمانی‌هایی که برای تبلیغات تور‌های مایکل جسکون برگزار می‌شد نیز حضور داشت و گفته می‌شود در این مهمانی‌ها، بابلز گل سرسبد مجلس بود.

در یکی از همین مهمانی‌ها، کنی راجرز (Kenny Rogers)، که کتاب معروف «دوستان تو و من» را نوشته است از مایکل جکسون و بابلز در کنار هم عکس گرفت. این عکس به‌عنوان یکی از بهترین عکس‌های سیاه و سفید مایکل جسکون شناخته می‌شود. کنی راجرز بعد‌ها در خصوص این عکس گفت، بابلز به اندازه‌ای مانند انسان‌ها جلوی دوربین ژست گرفته بود که راجرز در حین عکسبرداری از این حرکت بابلز شگفت‌زده شده بود. کنی مدعی بود بابلز دست پسرش را گرفته بود و او را به سمت یخچال هدایت کرد، درنهایت نیز از یخچال برای پسر کنی یک موز بیرون می‌آورد و به عنوان میزبان از پسر کنی پذیرایی می‌کند.

تغییر مکان زندگی بابلز

زندگی بابلز در کنار مایکل جکسون روبه‌راه بود تا اینکه این شامپانزه خوش‌شانس به جوانی و بزرگسالی رسید. در مستندی که در سال ۲۰۰۳ از زندگی مایکل جکسون تهیه شده است، سلطان پاپ به مارتین بشیر (Martin Bashir)، مجری این برنامه مستند می‌گوید که بابلز بیش از حد جنگجو شده و از آنجایی که در آن زمان مایکل جکسون به تازگی صاحب فرزندی شده بود، اطرافیان مایکل نگران بودند که بابلز به ناگاه به کودک طفل معصوم حمله‌ور شود. در نتیجه بابلز به مرکز نگهداری حیوانات منتقل شد.

در این بین مایکل به اندازه‌ای به بابلز علاقه داشت که نتوانست جای خالی او را تحمل کند و دو شامپانزه تازه‌متولد شده دیگر را به خانه‌اش آورد. این دو شامپانزه مکس و اکشن نام گرفتند، اما هرگز نتوانستند جای بابلز را در دل مایکل جکسون پر کنند و سلطان پاپ از هر فرصتی برای یادآوری خاطره خوش بابلز استفاده می‌کرد.

ظاهراً مایکل جکسون قصد داشت مهمانی برای بابلز ترتیب دهد و حیوان‌های سلبریتی دیگری مانند چیتا، شامپانزه فیلم تارزان، سگی که در فیلم بنجی (Benji)، بازی می‌کرد و سگ سریال لِسی (Lessie) را در این مهمانی دعوت کند. مایکل جکسون پس از اینکه مدتی در مرکز نگهداری حیوانات حضور داشت به مزرعه باب دان در کالیفرنیا منتقل شد.

باب دان در آن زمان مصاحبه‌ای با سی. ان. ان داشت و مدعی شده بود که بابلز به شامپانزه‌ای بزرگ و بالغ تبدیل شده و به همین دلیل نیز به راحتی نمی‌توان این حیوان را کنترل کرد. در این بین مایکل جکسون و خانواده‌اش از هر فرصتی برای ملاقات بابلز کمک می‌گرفتند و مایکل و بچه‌هایش در کنار ملاقات بابلز با دیگر حیوان‌های مزرعه باب دان بازی می‌کردند. گفته می‌شود زمانی که مایکل جکسون کنار حیوان‌ها قرار می‌گرفت، رفتارش مانند بچه‌ها، صمیمی و دوست‌داشتنی می‌شد.

داستان بابلز، شامپانزه‌ای خوش شانس

در این بین ظاهراً بابلز نیز که سال‌ها در کنار مایکل جکسون حضور داشت، زندگی بدون مایکل را نمی‌توانست تحمل کند و گفته می‌شود که در دسامبر ۲۰۰۳، بابلز خودکشی می‌کند، اما خوشبختانه به دامپزشکی منتقل می‌شود و زنده می‌ماند. در سال ۲۰۰۴ مزرعه باب دان تعطیل می‌شود و بابلز نیز که در این مزرعه حضور داشت به مرکز مخصوص نگهداری میمون‌ها در فلوریدا انتقال می‌یابد. او در این مرکز فعالیت‌های مختلفی مانند نقاشی‌کردن را فرا می‌گیرد و به موسیقی گوش می‌دهد. جالب است بدانید در این مرکز نزدیک به ۴۱ شامپانزه و اورانگوتان نگهداری می‌شود و نگهداری این حیوانات در هر سال چیزی نزدیک به ۱۷ هزار دلار خرج روی دست صاحب آن‌ها می‌گذارد.

بابلز که افزایش سن و رسیدن به دوران بزرگسالی باعث شده بود دیگر آن چهره بامزه و شیطان را نداشته باشد، شامپانزه‌ای بزرگ و ۷۳ کیلویی بود که ظاهری باابهت داشت، اما گفته می‌شود پشت این ظاهر باابهت، بابلز شخصیت مهربان خودش را حفظ کرده بود و همچنان یک شامپانزه دست‌آموز و جذاب بود. در سال ۲۰۰۹ گزارش شد که بابلز بیشتر زمان خود را به نشستن کنار درختان صرف می‌کند، او با یک شامپانزه ۴۰ ساله با نام سم (Sam)، نیز حسابی دوست شده بود و در کنار هم زیر سایه درخت لم می‌دادند.

بابلز و مرگ مایکل جکسون

همان گونه که در جریان هستید مایکل جکسون در سن ۵۰ سالگی از دنیا رفت و هوادارانش را در غم و اندوهی بی‌پایان فرو برد. رسانه‌های خبری پوشش کاملی از مراسم تدفین مایکل جکسون داشتند، اما هیچ‌کدام از این گزارش‌ها خبری از حضور بابلز نبود. ظاهراً مایکل جکسون برای نگهداری بابلز وصیت خاصی نکرده بود و به همین دلیل این شامپانزه که زمانی در ناز و نعمت زندگی می‌کرد با کمک نهاد‌های خیریه روزگارش را سپری کرد.

باب دان، که بابلز را برای مدت زیادی نگهداری می‌کرد بعد از مرگ مایکل جکسون گفت که این شامپانزه باهوش، مایکل را بسیار دوست داشت و مطمئن هست که اکنون بابلز دلش حسابی برای مایکل تنگ شده است. آخرین باری که مایکل به دیدن بابلز رفت به سال‌ها قبل باز می‌گردد، اما در آن زمان به‌رغم اینکه مدتی بود بابلز مایکل را ندیده بود، ظاهراً حیوان زبان‌بسته از دیدن مایکل حسابی ذوق می‌کند و به استقبال مایکل جکسون می‌رود.

در سال ۱۹۸۸، جف کونز (Jeff Koons)، سه مجسمه شبیه به هم از مایکل جکسون می‌سازد، این مجسمه‌ها از چینی درست شده و در این مجسمه مایکل در حالی که بابلز را روی پایش قرار داده به تصویر کشیده شده است. جالب است بدانید این مجسمه‌ها در آن زمان هر کدام ۲۵۰ هزار دلار قیمت داشتند.

داستان بابلز، شامپانزه‌ای خوش شانس

پس از مرگ مایکل، لا تویا جکسون (La Toya)، خواهر مایکل در سال ۲۰۱۰ به دیدن بابلز رفت و از آن زمان به بعد خبر چندانی از بابلز در رسانه‌ها منتشر نشده است.

در این قسمت به پایان داستان زندگی بابلز، خوش‌شانس‌ترین شامپانزه دنیا رسیدیم، پیشنهاد می‌کنیم اگر شما هم اطلاعات جالبی در این زمینه دارید در قسمت نظرات این اطلاعات سودمند را با ما و دیگر خواننده‌ها به اشتراک بگذارید. ناگفته نماند شنیدن تجربه‌های شما از تعامل با حیوانات نیز بدون شک برای ما و سایر خواننده‌ها خالی از لطف نخواهد بود.

منبع: wikipedia

می فایل