اخبار مهم
Home / سبک زندگی / بله کار روحانی از کار معدن سخت تر است
1262771_946.jpg

بله کار روحانی از کار معدن سخت تر است

روزنامه تماشاگران امروز – سیامک رحمانی: حجت الاسلام خدابخشی، یک شب تبدیل به سوژه اصلی توییتر و فضای مجازی شد. خودش می گوید شیطنت بوده اما نوشته خودش هم کم گزک دست مردم نداد. او که کار روحانیت را سخت ترین کار دنیا دانسته بود و حتی آن را با کار در معدن مقایسه کرده بود، حالا می گوید مردم توجه نکرده اند که منظورش سختی روانی کار بوده است. می گوید کار طلبگی بسیار سخت است و مردم آخوندها را مفت خور خطاب می کنند و از مخاطرات و فشارهای کارشان خبر ندارند.
با این طلبه به روز در توییتر قرار گذاشتیم و در تلگرام و به شکل چت مصاحبه کردیم. او در فضای مجازی به شدت فعال است و البته از حامیان سرسخت رییسی و اصولگرایان هم هست و از هر پستی که در انتقاد از دولت باشد استقبال می کند. موضوعی که معتقد است در سوژه شدن مطلبش نقش اساسی داشته است.
 

اول می خوام خواهش کنم خودتون رو معرفی کنید. اینکه اهل کجایید و چند سالتونه و تحصیلاتتون چیه.

من علی اکبر خدابخشی اهل شاهرود ساکن قم ۳۶ ساله تحصیلاتم سطح ۲ حوزه ست یعنی کارشناسی.

کارتون روحانیتِ و تبلیغ؟

در حال حاضر بله.

کار جنبی ندارید؟ هیچ وقت شغل دیگه ای غیر از تدریس و تبلیغ داشتید؟

ضمن اینکه عضو رسمی موسسه حجامت ایران هم هستم و خیلی ها بنده رو به حجامت و طب سنتی می شناسند و مقاله ای از بنده در حال حاضر در سایت تبیان هست.

خودتون حجامت می کنید یعنی؟ یا آموزش می دید؟

خودم حجامت می کنم، اما زیاد گسترده نیست چون از کار اصلیم که طلبگی باشه ممکنه دورم بکنه.
کارم بیشتر پژوهش بوده و تی مدتی برای «دکتر روازاده» کتب خطی قرن هفتم هشتم رو ترجمه می کردم.

طب سنتی رو بیرون از حوزه و در دانشگاه هم تحصیل کردید؟ یا تحصیلاتتون حوزویِ؟


طب روز زیر نظر «دکتر سید عبدالله خلیلی» از بزرگان طب سنتی که مرحوم شدند و موسسه حجامت ایران به مدیریت استاد خیراندیش به صورت فشرده فرا گرفتم و بقیش به صورت مطالعه کتب مرجع مثل کتاب منافع الاغذیه ذکریای رازی و… بوده. البته طب رو فقط در باب حجامت و تغذیه کار کردم و درمانگری نکرده و نمی کنم.

شما گویا تجربه ای هم داشتید از حضور در معدن و کنار معدنچی ها. که در توییتر هم نوشته بودید. می تونید از این تجربه برامون بگید؟ کی بود و چقدر طول کشید و با چه مسائلی مواجه شدید؟


ببینید یک گروه جهادی تبلیغی هست به نام بلاغ المبین به مدیریت حجت الاسلام حسن مرادی، که اتفاقات مستند حضور این گروه در مناطق محروم چهارمحال و بختیاری به کرات در اخبار سراسری پخش شده بنده توفیق داشتم حدود ۴ سال با این گروه همکاری داشتم و در مناسبات مختلف دهه فاطمیه محرم دهه آخر صفر تابستان و… به این مناطق می رفتیم. یادمِ در سال ۸۸ دهه فاطمیه در روزهای ابتدایی خرداد بود و وقتی ما با سابقه چندساله به منطقه اندیکا واقع در مسجد سلیمان رفتیم ما رو متهم به تبلیغ برای احمدی نژاد کردند که بنده شخصا به شدت ناراحت شدم.
کار معدن از اینجا شروع شد که یکی از معادن با حاج آقا مرادی تماس گرفته بود و گفته بود به دلیل سختی کار یعنی دوری از شهر و خانواده و روحیه پایین پرسنل معدن که اون موقع حدود ۷۰۰ نفر بود نیاز به یک طلبه جهادی داریم. طلبه جهادی در معدن رو کسانی می فهمند که نقش روحیه دهی طلاب در ۸ سال دفاع مقدس و اردوهای جهادی فعلی رو بدانند. بنده از برج اسفند سال ۱۳۹۰ همکاریم رو با اون معدن شروع کردم در حالی که منزلم قم بود ۱۴ روز رو در محل معدن بودم و ۷ روز رو مرخصی میاومدم.

چه مدت طول کشید این همکاری؟

بنده تا برج آبان ۹۴ در معدن بودم به عنوان امام جماعت و مشاور و دبیر فرهنگی.

داخل معدن که نمی رفتید؟

ببینید معدن یه قسمت روباز داره و یک قسمت زیرزمینی. قسمت روباز که روباز بود و حدود ۵۰۰ یا ۶۰۰ متر با کانکس بنده فاصله داشت. قسمت زیرزمینی از اونجا که قانونش بود باید به همراه کادر HSE می رفتم شایدم مدیریت دستور داده بود چون بیمه نبودم تنها تو معدن زیرزمینی نرم در حد سالی یک بار یا دو بار می رفتم. ساعت کاری کارگردان حدود ۶ ساعت بود. البته همگی در اونجا اقماری بودیم و کسی نبود که روزانه به منزل بره.

حقوقی که می گرفتید تناسبی با این کار سخت و دوری از شهر و منزل داشت؟

من عرض کردم طلبه جهادی بودم که بسیاری سفرهای جهادی رو بدون چشمداشت حق الزحمه می رفتیم؛ اما عرض کنم در سال ۹۰ میزان حقوق بالنسبه خوب بود ولی جالبِ بدونید من در سال ۹۴ با ۲۵ درصد رشد نسبت به سال ۹۰ از معدن جدا شدم. حقوق تناسب نداشت چون بیمه نبودم و اگر مبلغ بیمه رو ازش کم می کردم به یک حق الزحمه معمولی در حد امام جماعت یک روستا تبدیل می شد و در حقیقت هم همین بود یعنی حق الزحمه در حد امام جماعت یک روستا.

یعنی این حضور در مدن شغل شما بود و از حقوقش امرار معاش می کردید؟

بله البته در کنارش حجامت هم انجام می دادم و مجموع اینها می شد شغل و درآمد بنده. آدم متوقعی نبوده و نیستم و بنده هنوز هم با سه تا فرزند مستاجر هستم.

و چند ساله که در توییتر فعالیت دارید؟

فکر می کنم از سال ۲۰۱۴ البته شروعش خیلی جدی نبود و اصلا صرفا خواننده پست دیگران بودم و حتی آدم های معمولی هم در توییتر زیاد نبودند بیشتر در فیس بوک فعالیت داشتم.

بیشتر برای کار تبلیغی آمدید یا برای تجربه این فضا و ارتباط با دیگر کاربران؟

عرض کردم حضور بیشتر تعامل و در امتداد حضور در فیسبوک ولی با مد شدن تلگرام فیسبوک بسیار خلوت شد و ترجیح دادم در توییتر بیشتر حضور داشته باشم.

تا اینکه یک پست شما حسابی مورد توجه قرار گرفت و بازخورد زیادی داشت.

به دلایل گرایشات سیاسی بنده، وحید آنلاین شیطنت کرد و به نوعی به تمسخر بنده به عنوان عضوی از حامیان جناب آقای رییسی و عوضی از اصولگرایان پرداخت. بله خب هر چیز که بشه در بین برخی به تمسخرش پرداخت حتما بازخورد پیدا می کنه.

پست شما این بود که «کار طلبگی سخت تر از کار معدن است» درست می گویم؟

عرض کرده بودم از لحاظ روانی. گویا شما هم به این قسمتش توجه نداشتید. حالا منظور از روانی رو اگر مایلید براتون توضیح بدم. فشار روانی یعنی همون که عرض کردم دهه فاطمیه بری مناطق محروم و متهم به تبلیغ برای احمدی نژاد بشید. فشار روانی یعنی کارگر معدن فکرکنه آدم نونش تو روغنه و وقتی بهش بگی که  من طلبه بدون بیمه در کنار اونهام تعجب کنه! فشار روانی یعنی جوان مملکت فکر کنه شیر نفت تو جیب ماهاست.
 
فشار روانی یعنی شنیدن فحش رکیک ناموسی در خیابان در کنار همسر و فرزند دختر فقط به دلیل معمم بودن. فشار روانی یعنی متهم شدن به مفت خوری در حالی که برخی از دوستان بنده شب و روز برای کمک رسانی و تبلیغ دین مبین اسلام در مناطق محروم زحمت می کشند.
«همه مون راه رو اشتباه رفتیم ظاهرا سخت ترین کار دنیا با اختلاف فاحش آخوند بودنِ نه کار تو معدن». البته این پست مستقل نبود در جواب یک پست بود که فردی پرسیده بود بهترین آخوندها از نظر شما کیان عده ای جواب های واقعا وقحیانه ای داده بودند. یکی گفته بود آخوند خوب آخوند مرده ست. کامنت ها رو که خوندم این مطلب رو نوشتم.

خب شاید مقایسه کردن کار معدن با طلبگی به نظر مردم جالب اومده. چون شما داشتید درباره بعد روانی مسئله صحبت می کردید بعد از معدن صحبت کردید. یه کم عجیبِ خب.


چه عرض کنم معتقدم هیچ کس به لفظ روانی توجه نکرد یا براشون بهتر بود توجه نکنند تا بتونند بهتر مورد تمسخر قرار بدن. بنده مقایسه نکردم. حقیقتا بدترین شغل دنیاست. اگر اجازه بدید بدترین خاطره ام از معدن رو بگم.

بله. حتما

بدترین خاطره ام بر می گرده به حدودا سال ۹۲ که در اثر ریزش معدن سه نفر از کارگران متاسفانه جانشون رو از دست دادند. اون موقع بنده در مرخصی بودم و با بنده تماس گرفتند که باید بیای برای مراسمات اینها آماده بشیم. اولا باید مراسمی در خود معدن می گرفتیم. ثانیا باید سه تیم می شدیم.
 
چون کشته شده ها از سه شهر مختلف بودند و برای مراسم تدفین اینها به نمایندگی از مدیریت معدن می رفتیم. این سه عزیز دوتاشون بسیار جوان بودند با فرزند خردسال و مسن ترینشون حدود ۴۱ یا ۴۲ سال داشت که دختر عقد کرده تو خونه داشت. البته بماند که روزی نبود ما حادثه نداشته باشیم. حادثه های ریز و درشت که شکستگی دست و پا و جراحات عمیق کمترینش بود.

شما رئالی و فوتبالی هم هستید ظاهرا. خیلی هم افراطی.


نه به دلیل ارتباط با جوون ها ترجیح میدم اطلاعات فوتبالی داشته باشم روش جذب بنده در دنیای حقیقی یکیش همین اطلاعات بالای بنده از لیگ های اروپاست. بعلاوه تسلط به نرم افزار سیستم عامل اندروید و ویندوز و کلا برخی به شوخی بنده رو IT MAN صدا میزدن.

دوباره می خواهم بپرسم. فکر نمی کنید برای بیان سخت بودن کار روحانیون که بیشتر سختی روانی دارد، می شد مثال های بهتری زد و آن را نباید با کار در معدن که از نظر فیزیکی بسیار سخت و مرگبار است مقایسه می کردید؟


بنده قسمی نخوردم که حتما دقیق گفتم و غیر از این نیست بالاخره احساس خودم رو گفته بودم. یادمِ چند شب پیش مهران مدیری در دورهمی در مورد سخت بودن شغل بازیگری بعد از کار معدن به شدت موضع گرفت و منکوبش کرد. خلاصه بیان احساس بود.

خلاصه اینکه مقایسه جالبی نبود و خیلی ها هم واکنش نشان دادند. شما هم فکر می کنید بیشتر شیطنت است و به خاطر مواضع اصولگرایانه شماست و اینکه حامی رییسی بودید؟


چه عرض کنم!

می فایل