اخبار مهم
Home / سبک زندگی / برداشت های اشتباه ولی رایج درباره احساسات
741976_483.jpg

برداشت های اشتباه ولی رایج درباره احساسات

مجله موفقیت:

«تصور کنید اگر کنترلی بر روی عواطف خود نداشته باشیم، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟»

چقدر عواطف خود را درک می کنید؟ گرچه هیچ چیز در دنیا به ما نزدیکتر از عواطف و احساسات مان نیست، با این وجود خوب درک شان نمی کنیم. مطلب زیر فهرستی از برخی برداشت ها و تعابیر اشتباهی است که در مورد احساسات به کار برده می شوند.

۱- نمی توانم جلوی احساساتم را بگیرم

تجربه های عاطفی یک فرد، نتیجه برداشت ذهنی و ارزیابی های او از یک اتفاق است. اگرچه ممکن است این ارزیابی ها واقع بینانه نباشند اما افراد مختلف می توانند از یک اتفاق یکسان، برداشت های مختلفی داشته باشند. مثلا وقتی ما در غم مرگ کسی اندوهگین می شویم، می توان اینطور استنباط کرد که او برای ما مهم بوده است؛ در حالی که اگر هیچ پیشنه ذهنی وجود نداشته باشد، احساسی هم وجود نخواهد داشت.

پیشینه ذهنی مانند جعبه سیاه هواپیمایی است که گرفتار سانحه هوایی شده و تمام اطلاعات پرواز قبل از وقوع این اتفاق در آن ثبت شده است؛ یعنی بدون بررسی برداشت های شخصی یک فرد از اتفاقات پیش آمده، به نتیجه ای نخواهیم رسید.

۲- احساسات نمی توانند در غالب کلمات ابراز شوند

درست است که زبان گفتار توان بیان واقعی احساسات را ندارد اما این به معنای آن نیست که احساسات قابل توصیف نیستند. والدین و معلمان هنگامی که در فرزندان و با شاگردان شان نگرانی را می بینند. از آنها می خواهند که احساسات و دلیل نگرانی شان را با آنها در میان بگذارند.

بر اساس تحقیقات، فرد با توصیف احساساتی چون اضطراب و ترس خود، می تواند دوباره کنترلش را به دست بیاورد. بیان ساده احساسات از طریق کلمات، سیستم کنترل مغز را فعال می کند و موجب کاهش واکنش های کنترل نشده احساسی می شود.

باورهایی غلط از احساسات

۳- من دقیقا می دانم تو چه کاری کردی که باعث ناراحتی من شد

مردم غالبا احساسات خود را بد تعبیر می کنند و بر روی آنها نام های اشتباهی می گذارند و البته به همین شکل هم از احساسات دیگران برداشت های غلط می کنند. مخصوصا هنگامی که درک آنها از احساسات دیگران تحت تاثیر پیش داوری ها و سلایق شخصی قرار گیرد؛ مثلا به حالات پیچیده عاطفی طلاق نگاه کنید.

احساسی همچون خشم بر اکثر مردان مسلط می شود و آنها را به این باور می رساند که با این احساس جایگاه قدرتمندتری خواهند داشت. یکی از راه های درمان چنین مواردی این است که به آنها کمک کنیم تا خود را بیشتر بشناسند و به این باور برسد که گاهی ممکن است این تندخویی ها ناشی از ناراحتی، ترس یا جریحه دار شدن احساسات باشد. احساساتی اندوه بار که خود آنها یا همسرانشان به نوعی مانع بروز آن بوده اند.

۴- احساسات، احمقانه هستند

احساس و منطق با هم در تضاد نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند و بر روی یکدیگر تاثیر متقابل دارند. احساس، بخشی از مکانیسم اندیشیدن است و نبود آن در تصمیم گیری تاثیرات زبان بازی خواهد داشت؛ مثلا ناتوانی ابراز احساس در کودکانی که دچار اوتیسم هستند، منجر می شود بتوانند احساسات و عواطف دیگر افراد را درک کنند.

افراد برای گرفتن تصمیمات درست تا حدی به احساسات شان تکیه می کنند. واکنش های عاطفی به نوعی چکیده ای از پیش زمینه های ذهنی ما هستند و استفاده از همین پیش زمینه ها می تواند به ما در اتخاذ تصمیم های صحیح کمک کند. منطق باعث می شود که ما کارها را به بهترین شکل انجام بدهیم.

۵- احساسات مختلف برای همه ما اتفاق می افتند

در اکثر مواقع بسیاری از احساسات خارج از کنترل ما نیستند؛ مثلا گاهی دیده می شود که خشم، روشی موثر برای ترساندن افراد است و افراد به خودشان اجازه می دهند که با جزیی ترین تحریک ها عصبی شوند و از خشم خود به عنوان اهرم فشار استفاده کنید.

برخی دیگر تمایل دارند که همیشه غمگین باشد. شاید این احساس آنها که دیگر به عادت تبدیل شده، به این دلیل است که آنها از این طریق اطرافیانشان را وادار به همدردی می کنند و این احساس، برایشان خوشایند است.

۶- احساسات من تغییر نخواهد کرد

احساسات معمولا زودگذر هستند. احساسی که یکباره به وجود می آید. یکباره هم از بین می رود. همانگونه که سقراط گفته است: «گرم ترین عشق ها، سردترین پایان ها را دارند.» یک پاسخ احساسی عادی، تنها چند دقیقه به طول می انجامد و به همان نسبت به سرعت از بین می رود؛ مثلا احساس معمولا چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد به ندرت پیش می آید که فردی ساعت ها خشمگین باشد.

یکی از دلایلی که نوجوانان اقدام به خودکشی می کنند”، این است که به خاطر بی تجربگی نمی دانند این احساس زودگذر است و بعد از مدتی شرایط تغییر خواهد کرد و به شرایط عادی تبدیل خواهد شد.

باورهایی غلط از احساسات

۷- برگرداندن حس و حال من سخت است

بر طبق مطالعات، عکس العمل های ایجاد شده در چهره افراد مطابق با احساسات عاطفی است که به فرد دست می دهد.

هنگامی که ما در وضعیت بدی نشسته ایم یا با صدایی آرام صحبت می کنیم، ناراحتی به سراغمان می آید. یک یاز روانشناسان درباره کنترل خشم چنین می گوید: «هنگامی که خشمگین می شوید، باید خودتان را مجبور کنید چهره تان آرام و لحن گفتارتان ملایم باشد. به این شکل حال درونی شما به سرعت مانند حال ظاهری شان آرام می شود و خشم تان از بین می رود.»

اُسکار دلارنتا، یکی از طراحان مشهور لباس، می گوید: «توجه داشتن به ظاهری آراسته و زیبا می تواند به بالا رفتن زیبایی درونی کمک کند.»

با توجه به آنچه که گفته شد، می توان نتیجه گرفت که اگر ما با این طرز تفکر پیش برویم که کنترل احساسات از توانایی ما خارج است. این باور در ما به وجود می آید که به راحتی رفتارهای بد را بپذیریم و از کنترل آنها سر باز بزنیم و با پذیرفتن این مسئله طولی نمی کشد که خود را یک قربانی احساسات می دانیم.

می فایل